تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤ - تفسير راستى حرف حساب شما چيست؟!
احتمال دوم كه چيزى خودش را به وجود آورد نيز محال است، زيرا مفهومش اين است كه قبل از وجودش موجود باشد، و اين اجتماع نقيضين است (دقت كنيد).
همچنين احتمال سوم كه مخلوقات انسان، خالق انسان باشد نيز واضح البطلان است (چرا كه لازمه آن دور است).
و نيز احتمال چهارم يعنى تسلسل علتها و كشيده شدن سلسله علل و معلول به بينهايت آن نيز غير قابل قبول است، چرا كه بى نهايت معلول و مخلوق بالآخره مخلوق است و نياز به خالقى دارد كه آن را ايجاد كند، مگر بى نهايت صفر عدد مىشود؟ يا از درون بى نهايت ظلمت نور برمىخيزد؟ يا از بى نهايت فقر و نياز بى نيازى به وجود مىآيد؟
بنا بر اين راهى جز قبول احتمال پنجم يعنى خالقيت واجب الوجود باقى نمىماند (باز هم دقت كنيد).
و از آنجا كه ركن اصلى اين برهان نفى همان احتمال اول و دوم است قرآن به همان قناعت كرده.
اكنون مىبينيم كه در عبارت كوتاهى چه استدلالى نهفته شده است.
اگر بى علت به وجود نيامدهاند، و نيز خود علت خويش نبودهاند، آيا واجب الوجود و خالق آسمانها و زمينند؟ و اگر مبدأ عالم هستى نيستند آيا خداوند امر خلقت آسمان و زمين را به آنها واگذارده؟ و به اين ترتيب مخلوقى هستند