تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨١ - تفسير تذكر ده كه تذكر سودمند است
سپس مىافزايد:" بلكه آنها قومى طغيانگرند" (بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ) [١] اين اثر روح طغيانگرى است كه براى بيرون كردن مردان حق از صحنه به هر دروغ و تهمتى متوسل مىشوند، و چون پيامبران با معجزات و دستورات تازه به ميان اقوام مىآيند بهترين برچسب را اين مىبينند كه آنها را به" سحر" و" جنون" متهم سازند. بنا بر اين عامل" وحدت عمل" آنها همان روحيه واحد خبيث طغيانگرى آنها است.
و مطمئن باش كه تو وظيفه خود را به طور كامل انجام دادهاى، و" هرگز درخور سرزنش و ملامت نخواهى بود" (فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ).
اگر آنها حق را نپذيرند غم مخور كه دلهاى شايستهاى در انتظار آن است.
اين جمله در حقيقت يادآور آيات ديگرى است كه نشان مىدهد پيامبر آن قدر دلسوز بود كه گاه از عدم ايمان آنها نزديك بود دق كند، چنان كه در آيه ٦ سوره كهف مىخوانيم: فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً:" گويى مىخواهى خود را از غم و اندوه به خاطر اعمال آنها هلاك كنى چرا كه آنها به اين قرآن ايمان نياوردهاند".
البته يك رهبر راستين بايد چنين باشد.
[١]" بل" در آيه فوق" اضرابيه" است.