تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - تفسير تعصب و حميت جاهليت بزرگترين سد راه كفار!
بعضى نيز احتمال دادهاند كه مراد از" كلمه تقوا" دستور و فرمانى است كه خداوند در اين زمينه به مؤمنان داده بود.
ولى مناسب همان" روحيه تقوا" است كه جنبه" تكوينى" دارد، و زائيده ايمان و سكينه و التزام قلبى به دستورات خداوند است.
لذا در بعضى از روايات كه از پيغمبر ص گرامى اسلام نقل شده" كلمه تقوا" به" لا اله الا اللَّه" [١] و در روايتى كه از امام صادق ع نقل شده به" ايمان" تفسير شده است [٢] در يكى از خطبههاى پيغمبر گرامى ص مىخوانيم:
نحن كلمة التقوى و سبيل الهدى
:" مائيم كلمه تقوا و طريقه هدايت" [٣] شبيه همين معنى از امام" على ابن موسى الرضا" ع نيز نقل شده كه فرمود:
و نحن كلمة التقوى و العروة الوثقى
:" مائيم كلمه تقوا و دستگيره محكم الهى" [٤] روشن است كه ايمان به" نبوت" و" ولايت" مكمل ايمان به اصل" توحيد" و معرفة اللَّه است چرا كه آنها همه داعيان الى اللَّه و مناديان توحيدند.
به هر حال، مسلمانان در اين لحظات حساس گرفتار خشم و عصبانيت و تعصب و نخوت نشدند، و سرنوشت درخشانى را كه خداوند در ماجراى حديبيه براى آنها رقم زده بود با آتش خشم و جهل نسوزاندند.
زيرا مىگويد:" مسلمانان از همه سزاوارتر به تقوا بودند و اهل و محل آن".
[١]" در المنثور" جلد ٦ صفحه ٨٠.
[٢]" اصول كافى" طبق نقل نور الثقلين جلد ٥ صفحه ٧٣.
[٣]" خصال صدوق" نور الثقلين جلد ٥ صفحه ٧٣.
[٤] همان مدرك صفحه ٧٤.