تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧ - تفسير منكران لجوج در كار خود سرگردانند!
مىدانيم در اينجا اشاره كنيم اين است كه بسيار بعيد به نظر مىرسد كه" ق" در اين سوره اشاره به" كوه قاف" باشد، چرا كه نه تنها تناسبى با بحثهاى سوره ندارد، حرف" ق" در اينجا همانند سائر حروف مقطعهاى است كه در آغاز سورههاى قرآن آمده، بعلاوه اگر منظور از آن" كوه قاف" بود مىبايست با" واو" قسم همراه باشد مانند" وَ الطُّورِ" و امثال آن، و ذكر يك كلمه بدون مبتدا و خبر يا واو قسم مفهومى ندارد.
از همه اينها گذشته" رسم الخط" تمام قرآنها اين است كه" ق" به صورت" مفرد" نوشته، در حالى كه" كوه قاف" را به صورت" قاف" مىنويسند.
از جمله امورى كه گواهى مىدهد ذكر اين حرف از حروف مقطعه براى بيان عظمت قرآن است اينكه بلافاصله بعد از آن سوگند به قرآن مجيد ياد كرده، مىفرمايد:" قسم به قرآن مجيد" (وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ).
" مجيد" از ماده" مجد" به معنى" شرافت گسترده" است، و از آنجا كه قرآن عظمت و شرافتى بى پايان دارد كلمه" مجيد" از هر نظر سزاوار آن است، ظاهرش زيبا، محتوايش عظيم، دستوراتش عالى، و برنامههايش آموزنده و حياتبخش است.
در اينكه اين قسم به چه منظور ذكر شده، و به اصطلاح" مقسم له" چيست؟ مفسران احتمالات زيادى دادهاند، ولى با توجه به آيات بعد به نظر مىرسد كه جواب قسم همان مساله" نبوت" پيامبر اسلام ص يا" رستاخيز" انسانها بعد از مرگ است [١]
[١] و در تقدير چنين است: و القرآن المجيد انك رسول اللَّه- يا- ان البعث حق.