تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٣ - تفسير نخستين ديدار دوست!
خداوند شديد القوى و پر قدرت او را تعليم فرمود، در حالى كه او به صورت كامل و در حد اعتدال درآمد و در افق اعلى قرار گرفت [١] سپس نزديك شد، و نزديكتر شد، آن چنان كه ميان او و پروردگارش به اندازه دو قوس بيشتر نبود، و در همين جا بود كه آنچه وحى كردنى بود خداوند به بندهاش وحى كرد.
و از آنجا كه براى جمعى اين شهود باطنى سنگين مىآمد تاكيد مىكند كه قلب پيامبر ص آنچه را ديده به حق و راستى ديده است و نبايد شما در برابر اين سخن با او به مجادله برخيزيد.
همانگونه كه گفتيم تفسير اين آيات به شهود باطنى پيامبر ص نسبت به خداوند صحيحتر و با روايات اسلامى موافقتر، و براى پيامبر ص فضيلتى است برتر، و مفهومى است لطيفتر (و اللَّه اعلم بحقائق الامور) [٢] اين بحث را با حديثى از پيامبر ص و حديثى از على ع پايان مىدهيم.
از پيغمبر اكرم ص پرسيدند هل رأيت ربك؟:" آيا پروردگارت را هرگز ديدهاى"؟! در پاسخ فرمود: رأيته بفؤادى:" من او را با چشم دل ديدهام"! [٣] و در نهج البلاغه در صدر همان خطبه" ذعلب يمانى" آمده است كه از آن حضرت سؤال كرد: هل رأيت ربك يا امير المؤمنين؟!" آيا هرگز پروردگارت را اى امير مؤمنان ديدهاى"؟!
[١] ضمير" فاستوى" و همچنين ضمير در" هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى" ممكن است به پيامبر (ص) يا به ذات پاك خداوند برگردد.
[٢] اين نكته را نيز در اينجا اجمالا به خاطر داشته باشيد كه در مورد معراج و اينكه يك بار در عمر پيغمبر (ص) اتفاق افتاد، يا دو بار، در ميان دانشمندان گفتگو است، و ممكن است آيات اشاره به دو شهود باطنى در دو معراج باشد.
[٣]" بحار الانوار" جلد ١٨ صفحه ٢٨٧ (ذيل مباحث معراج).