تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦ - تفسير سوگند به آسمان و چين و شكنهاى زيبايش!
" خراص" از ماده" خرص" (بر وزن درس) در اصل به معنى هر سخنى است كه از روى گمان و تخمين گفته شود، و از آنجا كه چنين سخنانى غالبا دروغ از آب در مىآيد اين واژه به معنى دروغ نيز به كار رفته است. به اين ترتيب" خراصون" كسانى هستند كه حرفهاى بى پايه و بى سر و ته مىزنند و منظور در اينجا- به قرينه آيات بعد- آنهايى هستند كه در باره قيامت با سخنان بى پايه و دور از منطق قضاوت كنند.
ولى به هر صورت اين جمله به صورت نفرين است بر آنها، نفرينى كه نشان مىدهد آنها موجوداتى هستند شايسته مرگ و نابودى و آن چنانند كه" عدمشان به ز وجود".
بعضى نيز" قتل" را در اينجا به معنى لعن و طرد و محروميت از رحمت خدا تفسير كردهاند.
و از اينجا مىتوان اين حكم كلى را نيز استفاده كرد كه اصولا قضاوتهايى كه مدرك روشنى ندارد و بر پايه حدس و تخمين و گمانهاى بى اساس است كارى است گمراه كننده و مستحق نفرين و عذاب.
" غمرة" در اصل به معنى آب فراوانى است كه محلى را بپوشاند، سپس به جهالت و نادانى عميقى كه كسى را فرا گيرد اطلاق شده است.
" ساهون" از ماده" سهو" به معنى هر گونه غفلت است، بعضى گفتهاند نخستين مرتبه جهل" سهو و اشتباه" است، سپس" غفلت"، و بعد از آن" غمره" مىباشد.
بنا بر اين آنها از مرحله سهو شروع مىكنند، بعد به غفلت و بيخبرى