تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠ - تفسير اگر راست مىگويند كلامى مانند آن بياورند
مىشود آن را احساس مىكند، پيش از آنكه سخن از اسرار اعجاز آن گفته شود.
در عبارات اين قرآن نفوذ و سلطه خاصى احساس مىكند و چيزى ما وراء اين معانى در عقل انسان منعكس مىشود، در لابلاى عباراتش عنصرى نهفته است كه به مجرد استماع، در وجود انسان فرو مىريزد، بعضى آن را آشكارتر، و بعضى پنهانتر درك مىكنند، ولى به هر حال اين سلطه و نفوذ وجود دارد، نفوذ اسرارآميزى كه نمىتوان منشا آن را به خوبى مشخص ساخت.
اين كلمات و عبارات قرآن است كه چنين جذبهاى دارد؟
يا سرى در عمق معانى آن نهفته است.
و يا بازتابهايى است كه از انوار آن مىدرخشد و يا همه اينهاست؟
هر چه هست با ساير كلمات و مفاهيمى كه در قالب لغات ريخته مىشود متفاوت است.
اين سرى است كه در آيات قرآنى نهفته شده، و هر كس در نخستين برخورد آن را درك مىكند، و به دنبال آن به سراغ اسرار ديگرى مىآيد كه از طريق انديشه و تفكر در سراسر قرآن به دست مىآيد [١] براى توضيح بيشتر پيرامون اعجاز قرآن از دريچههاى مختلف، به جلد اول تفسير نمونه (ذيل آيه ٢٣ سوره بقره) مراجعه شود، در آنجا بحث مشروحى در اين زمينه آمده است، همچنين در جلد ١٢ (ذيل آيه ٨٨ سوره اسراء).
[١]" فى ظلال القرآن" جلد ٧- صفحه ٦٠٥.