آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧
هدف بیشتر ندارد . " « کذبت ثمود بالنذر »" قوم ثمود هم این انذارها را تکذیب کردند و دروغ و بیاساس پنداشتند " « فقالوا ابشرا منا واحدا نتبعه انا اذا لفی ضلال و سعر » " گفتند عجب ! ما پیرو کسی بشویم که مانند ما یک بشر است ؟ این خیلی گمراهی و اشتباه است که انسان از یک بشر پیروی کند . در این صورت ما در سعیرها و بدبختیها خواهیم بود . اگر قرار بود خدا پیام آوری بفرستد غیر بشر میفرستاد که افضل از بشر باشد . تازه اگر بشر باشد چرا این ؟ چرا بر من نازل نشود ؟ چرا بر این نازل بشود ؟ " « ءالقی الذکر علیه من بیننا بل هو کذاب اشر »" آیا ذکر الهی و وحی الهی از میان همه ما بر این فرود آمد ؟ خیر ، او یک دروغگوی طمعکار است و این را وسیله قرار داده برای مطامع خودش . روایتی هست که در کتب فارسی مثل منتهی الامال هم نقل کردهاند که روزی متوکل حضرت ( جواد ) علیهالسلام را احضار کرده بود و گویا ایشان سوار قاطر بودند و میرفتند به دربار متوکل . جمعیت در بیرون در خیلی زیاد بود و غوغایی بود . وقتی که حضرت از دور پیدا شدند به موجب آن احترام و مهابتی که برای حضرت بود مردم کوچه دادند و حضرت آمدند و رد میشدند . راوی میگوید آن شخصی که نقل کرده گفت من نگاه کردم دیدم او خیلی با وقار و همین طور سرش را پایین انداخته ( و میآید ) . برای دیگران باید با زور شلاق راه باز کنند ولی برای او مردم به احترام راه را باز میکنند . با خودم گفتم که این شیعه همین را میگویند امام است و دارای چنین مقاماتی است ؟ چه فرق میکند ، این هم بشری است مانند ما ، فرقش با ما چیست ؟ گفت تا این را با خود گفتم یک وقت رویش را برگرداند به طرف من و گفت : " « فقالوا ابشرا منا واحدا نتبعه انا اذا لفی ضلال و سعر »" . بعد به دنبال آن یک خاطره دیگر در ذهنم پیدا شد. تا این خاطره دیگر پیدا شد فورا فرمود : " « ءالقی الذکر علیه من بیننا بل هو کذاب اشر »" .