آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣
غیر مسلمانی داشت و آن مسلمان مرد زاهد و عابدی بود . کمکم در دل این غیر مسلمان میل به اسلام پیدا شد ( معلوم میشود آن عابد تعصبی نداشته ) ، به همسایهاش مراجعه کرد و مسلمان شد . همسایه خیلی اظهار تشکر کرد . همان شب اولی که او مسلمان شد ، هنگام سحر یک وقت تازه مسلمان دید در خانهاش را میزنند ، تعجب کرد که اینوقت در زدن یعنی چه ؟ ! آمد گفت چیست ؟ گفت من رفیق مسلمانت هستم . امری داشتی ؟ گفتم الان وقت مسجد است برویم مسجد . بسیار خوب . این بیچاره را سحر بلند کرد برای نماز شب خواندن . رفتند و دستور نماز شب به او داد و نماز شب خواندند . گفت تمام شد ؟ گفت نه ، نماز صبح را هم بخوانیم ، و بعد تعقیبات نماز صبح . تا بعد از آفتاب او را معطل کرد . بعد گفت روزه هم مستحب است ، از فواید روزه گفت و او را وادار کرد که قصد روزه کند . این بدبخت خواست بیاید بیرون ، او را به یک آداب مستحبهای وادار کرد . خلاصه تا نماز مغرب و عشا او را معطل کرد و فقط برای افطار اجازه داد برود منزل . شب بعد رفت در خانهاش را زد . گفت کیستی ؟ گفت رفیق دیروزت هستم . چکار داری ؟ آمدهام که برویم مسجد . گفت : معذرت میخواهم این دین به درد تو میخورد ، برای یک آدم بیکار خوب است ، من کار و زندگی دارم ، از مسلمانی دست برداشتم . حضرت فرمود هیچ وقت با مردم چنین نکنید . به هر حال اینکه اینجا کلمه " « رحمة من ربک »" آمده است بعد " « رب السموات و الارض و ما بینهما ان کنتم موقنین »" عنایت به این است که نبوت از خدمه ربوبیت و شأنی از شؤون ربوبیت است . کار پیغمبر پرورش دادن است . پرورش دادن یعنی نیروهای موجود را تکمیل کردن . پرورش دادن یک گل یعنی چه ؟ یعنی استعدادهای آن را به بروز و ظهور رساندن . " « ان کنتم موقنین »" اگر شما اهل یقین باشید . معنایش این نیست که اگر شما یقین