آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
عمل نیامده . این ، تفضل الهی است . در کار خیر ، نیت به مرحله عمل هم
که نیاید ، فضل الهی برای او ثواب و اجر مینویسد [١] .
حال ، اینها حق را دشمن میدارند . خود این ، بیماری خیلی بدی است .
بدتر از این ، این است که بر اساس این دشمنی و مکروه شمردن حق و حقیقت
تأسیسات عملی و کارهایی هم کرده باشند ، یعنی فعالیتهایی بر همین اساس
انجام بگیرد. قرآن بعد از اینکه میفرماید: "« و لکن اکثرکم للحق کارهون
" بیشترین شما حق را مکروه میشمارید ، میفرماید : " « ام ابرموا امرا
فانا مبرمون »" مسأله تنها کراهت داشتن و تنفر داشتن از حق نیست ،
بالاتر، اینها ابرامها کردند. ابتدا لغت " ابرام " را توضیح بدهم ، بعد
عرض بکنم که مقصود چیست ، آن طور که مفسرین گفتهاند . " ابرام " نقطه
مقابل " نقض " است . الان هم در فارسی میگوییم " نقض و ابرام " .
وقتی که چیزهایی مثل پنبه و پشم را با ریسیدن محکم میکنند این را میگویند
" ابرام " ، یعنی وقتی ماده شل پهن از همدیگر جدا را تاب دادند و به
یکدیگر پیچیدند و در نتیجه این رشتههای نازک پنبه یا پشم یا موی به
صورت یک نخ محکم درآمد ، این ( عمل ) را میگویند " ابرام " . پس در
لغت " ابرام " دو مفهوم گنجانیده شده است که یکی معلول دیگری است :
یکی اینکه آن رشتههای نازک را به هم پیچیدند ، دوم اینکه در اثر این
پیچیده شدن به هم یک شیء محکم به
[١] یکی از حضار : " لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت »" . استاد: درست است: " لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت »". "له" را در کارهای خیر و نفع میگویند، "علیه" را در کارهای ضرر.در کار "له " " کسب " گفته، آنچه کسب بکند ولو اینکه از روی قصد هم نباشد ، ولی در کار شر آن وقتی علیه او نوشته میشود که آن کار را (انجام داده باشد) . البته آن ، مسأله دیگری است ولی هر دو یک ریشه دارد که انسان از روی قصد و توجه و آگاهی کامل آن را انجام داده باشد .