آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
"« کالمهل یغلی فی البطون »" مانند فلز گداخته در شکمها غلیان دارد "
« کغلی الحمیم »" آب را که روی آتش بگذارید چگونه غلیان پیدا میکند ؟
اینطور غلیان دارد .
گفتیم در آن آیه میفرماید : " « انها شجرش تخرج فی اصل الجحیم »" در
همان متن و عمق و وسط جهنم میروید . اینجا میفرماید : " « خذوه فاعتلوه
الی سواء الجحیم »" به فرشتگان گفته میشود این را بگیرید و بکشید به
همان وسط جهنم ببرید ، این دیگر زقوم است ، درختش هم آنجا روییده است
. " « ثم صبوا فوق رأسه من عذاب الحمیم »" از بالا سر او هم از عذاب
آب داغ بر فرق او و بر سر او بریزید ، که این دو عذاب است : عذابی که
از درون خودش میکشد و عذابی که از بیرون به نحو دیگری بر او میریزد ، که
باز خود این هم تجسم گناه گناهکار در دنیاست ، رنجهایی که در درون خودش
متحمل میشود که اثرش را در این دنیا احساس میکند ، و رنجها و عکس
العملهایی که عملهای کثیف و بد دارد که از دیگران هم به انسان میرسد .
بعد به او میگویند : " « ذق انک انت العزیز الکریم »" بچش ، تو
همان آقای عزیز و بزرگوار دنیا هستی ، یعنی همان کسی هستی که در دنیا
آنچنان مغرور بودی ، برای خودت عزتی و شخصیتی و اهمیتی قائل بودی مافوق
اینکه سخن خدا را گوش کنی . قبلا خواندیم : " « و أن لاتعلوا علی الله
" [١] علو علی الله داشتی ، میخواستی بر خدا تکبر بجویی ، چون امر خدا
را دون شأن دانستن ، بر خدا تکبر کردن است و این شنیعترین اقسام تکبر
است .
بعضی از فلسفههای امروز ، ایستادن در مقابل خدا را عالیترین کمال انسان
میشمارند . ژان پل سارتر کتابی دارد به نام " خدا و شیطان " بر اساس
فکرها و حسابهایی که راجع به مفهوم آزادی انسان دارد و راجع
[١] دخان / . ١٩