آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
بحث کرد و فرمود که در اینها آیات و نشانههایی برای اهل ایمان است . بعد در خلقت انسان و هر جانداری و بعد راجع به گردش شب و روز ، نزول باران، گردش باد و امثال اینها مطلبی را ذکر کرد و بعد فرمود: " « تلک آیات الله نتلوها علیک بالحق فبأی حدیث بعد الله و آیاته یؤمنون » " اینها آیات الهی است که ما به حق بر تو تلاوت میکنیم ، بعد از خدا و آیات خدا دیگر چه باقی میماند اگر به چیزی میخواهند ایمان بیاورند ؟ مگر غیر از این چیزی وجود دارد ؟ مقصود این است که اگر اینها بخواهند به چیزی در عالم ایمان داشته باشند همین است ، یعنی اگر به این ایمان نیاورند دیگر به هیچ چیزی در عالم ایمان نخواهند داشت . آن چیست ؟ در نظام عالم ، خدا و در نظام تشریع ، آیات الهی یعنی آیات قرآن . کأنه میخواهد بفرماید که اگر در کسی مایهای از ایمان باشد و کوچکترین میل و رغبتی به اینکه به چیزی ایمان داشته باشد وجود داشته باشد دیگر همین است ، اگر کسی به این ایمان نیاورد دیگر به هیچ چیزی در عالم ایمان نخواهد آورد . نظیر آن تعبیری است که ما در فارسی میگوییم ، البته در عربی بوده ، ترجمه فارسی هم میگویند : " « لیس ورا ابادان قریة »" ماوراء ابادان دیگر جایی نیست . آنوقت این آیات شروع میشود ، یعنی در واقع بیایمانها توصیف و نشان داده میشوند که اینها چه کسانی و چگونه هستند و چه روحی و چه روحیهای دارند . با یک تعبیر قوی و شدید و محکمی میفرماید: " « ویل لکل افاک اثیم »" . ما کلمه " ویل " را معمولا در فارسی به " وای " ترجمه میکنیم . ممکن است کلمه " وای " همین مفهوم را برساند ولی در اصل در عربی این ( کلمه ) مفهومی مثل " هلاک باد " را میرساند . " « ویل لکل افاک اثیم »" هلاک باد هر دروغگوی دروغ بند گناهکاری . کلمه " افاک " صیغه مبالغه در " افک " است . " افک " یعنی دروغ و معمولا در مورد هر دروغی به کار برده نمیشود بلکه در