آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣
نیست ، بیاید سر کوچه آن فلش را ببیند از آن چه میفهمد ؟ فقط یک تابلویی میبیند ، یک زمینه آبی و یک ( رنگ سفید ) . برایش معنی ندارد . آن دهاتی بیخبر از همه مقررات راهنمایی همان را میبیند که شما میبینید ، چشم او با چشم شما یک چیز میبیند ، دو چیز نمیبیند ، چنین نیست که چشم شما از او بیشتر ببیند چشم او کمتر ببیند ، ممکن است چشم او تیزتر هم باشد و بیشتر هم ببیند ، ولی برای او آن تابلو معنی ندارد ، اما برای شما معنی دارد . یا خطی که روی کاغذ مینویسند ، بچه که آن را نگاه میکند همان را میبیند که آدم بزرگ میبیند ولی برای آدم بزرگ معنی دارد ، هر حرفش ، هر نقطهاش اشاره به چیزی است ولی برای آدم بیسواد معنی و مفهوم ندارد . معنی ، باطن است و لفظ ظاهر . آنجا هم تابلو ظاهر است ، آن مقصودی که میان مردم قراردادی است معنی است . تفاوت یک آدم موحد با غیرموحد این است که عالم برای یک نفر موحد معنی دارد ، یعنی کتابی است نوشته ، معنی دار و هر لفظش اشاره به یک معناست ، اما برای آدم غیر موحد ، برای آدم مادی معنی ندارد ، مثل خطوطی است که یک آدم بیسواد آن را نگاه میکند . از نظر آدم بیسواد غیر از خطهایی چیز دیگری وجود ندارد ، این خطوط برای فهماندن یک مقصود نیست . اینکه قرآن کریم این همه روی کلمه " آیه " تکیه دارد برای همین است ، یعنی میخواهد یک نفر موحد عالم را آنچنان مطالعه کند که یک آدم باسواد کتابی را مطالعه میکند ، از آن ، معنی و مقصود بفهمد ، لذا تعبیر به " کتاب " میشود ، عالم کتاب حق تعالی است و این تعبیری بوده که از قدیم به کار میبردند . محمود شبستری میگوید :
| به نزد آن که جانش در تجلاست |
| همه عالم کتاب حق تعالی است |