آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
این است : بگو به اینها اگر خدا فرزند داشته باشد من اولین عبادت کنندهاش هستم . آیا این جدال است ؟ اگر جدال باشد معنایش این است : من که خدا را بهتر از شما میشناسم و از شما عارفتر به خدا هستم ، شما آمدهاید ادعا میکنید که خدا فرزند دارد و چون فرزند دارد فرزند هر موجودی در حکم خود آن موجود است ، احترامی که برای خود آن موجود باید قائل شد برای فرزندش هم باید قائل شد ( همان طور که عرض کردم خدا و خدازاده مثل آقا و آقازاده است ) به آنها بگو اگر خدا فرزندی داشته باشد که من آگاهترم و خودم او را عبادت میکردم ، پس اگر من عبادت نمیکنم چون او فرزند ندارد . پس در واقع میخواهد بگوید ما عجالتا حرف شما را قبول میکنیم که خدا اگر فرزند داشته باشد فرزندش هم مثل خودش باید عبادت بشود ، یعنی این اصل را فعلا به سبیل جدل قبول میکند : بله ، شما راست میگویید ، واقعا هم اگر خدا فرزند داشته باشد بچه خدا را که نمیشود کوچک گرفت و پرستش نکرد . بله ، بچه خدا را باید پرستش کرد اما چه کنم که خدا بچه ندارد ، متأسفم که خدا بچه ندارد . به این طریق بگو ، یعنی شما که ( این سخن را ) میگویید ، من که از شما عارفتر و آگاهترم ، خدا بچه ندارد ، اگر میداشت بله من هم عبادت میکردم . این به شکل جدل . و اما اگر به شکل برهان باشد . کلمه " عابد " به معانی متعددی آمده است . یکی از معانی عابد " جاحد " است یعنی منکر . حدیثی هست از حضرت امیر علیهالسلام که ایشان " عابد " را در اینجا به مفهوم " جاحد " گرفتهاند : بگو اگر خدا فرزند داشته باشد من اول منکر این خدا هستم . معنایش این است : تو که میگویی خدا فرزند دارد ، نه تنها یک شریک برای خدا قائل شدی ، بلکه خود خدا را نیز انکار کردی . خدایی که فرزند داشته باشد اصلا آن خدا را قبول ندارم ، نه فقط فرزندش را قبول ندارم .