آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
گفتهاند مالک جهنم ؟ این برای آن است که در آنجا سخن ، سخن خشنودی و
رضای پروردگار است ، او باب رضوان الهی است ، یعنی آن کسی که از
خودخواهی و خودپرستی و مالکیت نفس گذشته و تسلیم امر پروردگار و راضی
به رضای پروردگار است ، او میشود بهشتی . این " مالک " که در اینجا
گفته میشود ، مظهری است از آن خودخواهیهای انسان و مالکیت انسان
خودشرا و خودپرستیهای انسان . این است که نام این شده " مالک " و
نام آن شده " رضوان " .
اینها به او میگویند که از پروردگار خودت بخواه ( نمیگویند پروردگار
ما ) کار ما را تمام کند ، ما اساسا نباشیم. جوابی که او میدهد این است:
" « انکم ماکثون »" شما ماندنی هستید . " « لقد جئناکم بالحق و لکن
اکثرکم للحق کارهون »" عجیب است ! انسان باید آیات قرآن را با
همدیگر مقایسه کند تا درست متوجه نکات شود . در ردیف چند آیه پیش که
راجع به اهل بهشت بود خواندیم : " « الا خلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا
المتقین یا عباد لا خوف علیکم الیوم و لا انتم تحزنون »" بعد : "
« الذین امنوا بایاتنا و کانوا مسلمین »" آنان که به آیات حق ایمان
آوردند و مسلم بودند و در آن جلسه عرض کردم یعنی تسلیم بودند ، و عرض
کردیم که اساسا گوهر انسانیت این است . خدا انسان را به حکم فطرتی که
به او داده حق خواه قرار داده ، حالتی به انسان داده که عاشق و علاقهمند
حق و حقیقت است . حق پرستی و حق دوستی و حقیقت خواهی ، آن گوهر و جوهر
حقیقت انسان است . اسلام فطری هم یعنی این ، اسلام که در فطرت انسان
هست یعنی همین . ( حدیث ) " کل مولود یولد علی الفطرش فابواه یهودانه
أو ینصرانه أو یمجسانه " [١] همین است . خداوند هر کسی را بر فطرت
[١] صحیح بخاری ، کتاب الجنائز ، ابواب ٨٠ و . ٩٣