آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
و ما نمیشنویم و به عکس ، ولی به هر حال دیدن این عالم به این صورت که الان ما داریم میبینیم یک چیزی است که انسان و غیر انسان همه میبینند و این اسمش میشود " شهادت " . پیغمبران برای این آمدهاند که انسانها را مؤمن به غیب بکنند ، یعنی غیر از این آشکار و بیان و ظاهر ، نهانی هم هست ، همه هستی و وجود در همانچه که شما به چشم میبینید و لمس میکنید ، در محسوس و ملموس خلاصه نمیشود ، بلکه اساس عالم در غیب است ، این شهادت یک ظهوری است از غیب . از چه راه ( مؤمن کنند ) ؟ آیا از راه طرد کردن شهادت ؟ بگویند این را رها کنید تا به غیب برسید ؟ یا نه ، خود عالم شهادت آیه است ، نشانه است ، علامت است برای عالم غیب ، یعنی ما از همین عالم شهادت به عالم غیب پی میبریم . این است که در تعبیر قرآن همیشه کلمه " آیه " میآید . کلمه " آیه " رساترین کلمهای است که در این زمینه میشد گفت . آیه را در جایی میگویند که یک چیزی ماهیتش اشاره به جای دیگر باشد . سر چهارراهها یا سر کوچهها و خیابانها میبینیم مثلا یک فلش نصب کردهاند ، یک وقت فلش سفید در زمینه آبی است ، این را که شما نگاه میکنید خودش اشاره است ، میگوید راه از این طرف باز است ، یا اگر ( مستطیل ) سفید در زمینه قرمز باشد علامت عبور ممنوع است . این را میگویند " آیه " یعنی چیزی که وجودش علامت است ، اصلا وجودش وجود علامتی است ، اشاره به یک چیز دیگر است ، یک مطلبی را دارد به ما میفهماند . تفاوت یک نفر موحد و غیرموحد در این است که غیرموحد وقتی که به این عالم نگاه میکند مثل این است که یک بچه سه ساله یا یک آدم بیخبر از این علائم قراردادی ( به این علائم نگاه میکند ) . اگر یک آدم دهاتی که به عمرش شهر را ندیده و با مقررات راهنمایی و رانندگی آشنا