آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩
" اگر خدا بخواهد و ما تا فردا زنده باشیم " آن خیلی عادی است . حالا
اگر بگوییم " اگر خدا بخواهد و فردایی باشد " میگویند این دیگر خدا
بخواهد ندارد ، فردا که هست ، حالا ممکن است ما در فردا نباشیم ولی فردا
که به هر حال هست . با این منطق قرآن نه ، همین را هم شما اگر آنطور
بگویید باز درست گفتهاید : " اگر خدا بخواهد و فردایی باشد " یعنی
فردا بودن فردا هم به مشیت الهی است . درست است ، من یقین دارم فردا
خواهد آمد از باب اینکه یقین دارم مشیت الهی این است که فردایی باشد .
ما لایق چنین تعبیری نیستیم چون حد ما پایینتر از این است که درباره ما
اینچنین تعبیر کنند ، ولی خدا پیغمبرش را تأدیب کرد : برای کاری آمدند
خدمت رسول اکرم . سؤالی کردند ، جوابش را خواستند . چون جوابش را از
وحی باید بگیرد فرمود فردا به شما میگویم . با اینکه به قول مولوی جان او
هیچ وقت از " ان شاء الله " جدا نیست و او هرگز از خدا غافل نیست
ولی از این ادب غافل ماند که بگوید : " فردا اگر خدا بخواهد " . طرف
، خود پیغمبر است . از رعایت این ادب غافل ماند که بگوید : " فردا
اگر خدا بخواهد جواب شما را میدهم " . چهل روز وحی الهی از او حبس شد
که ظاهرا بر پیغمبر اکرم در همه عمر هیچ وقت به اندازه این چهل روز سخت
نگذشت ، یعنی هر دقیقهاش برای او روزها بود ، نه از جنبه اینکه به
دیگران قول داده و به قولش نمیتواند عمل کند ، بلکه از جنبه اینکه
عنایت الهی از او گرفته شده . اگر آن عنایت نبود ، او برای خودش
نبودش از بودش بهتر بود . بعد از چهل روز وحی الهی آمد و به او گفت :
" « و لا تقولن لشیء انی فاعل ذلک غدا الا ان یشاء الله »" [١] هرگز
[١] کهف / ٢٣ و . ٢٤