آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
کرده و گفته است شاید چنین چیزی بوده . او چون تکیهاش روی غریزه جنسی است این جور فکر کرده که در ادوار خیلی قدیم پدر خانواده که از همه قویتر بود همه جنس اناث خانواده را به خودش اختصاص میداد ، یعنی غیر از آن زنهایی که از آنها بچه میآورد و به خودش اختصاص داشت دخترهایش را هم که بزرگ میشدند جزء حرم و حریم خودش قرار میداد و پسرها را محروم میکرد . پسرها دو احساس متناقض نسبت به این پدر داشتند ، یک احساس محبت آمیز و یک احساس نفرت آمیز . احساس محبت آمیز برای اینکه او قهرمان خانواده بود ، بزرگ خانواده بود ، حامی خانواده بود ، نان آور خانواده بود و اینها را در مقابل دشمن حفظ میکرد . از این جهت به او به نظر محبت و احترام نگاه میکردند . ولی از طرف دیگر ( او همه احساسات را متمرکز در حس جنسی میداند ) چون همه جنس اناث را به خودش اختصاص داده و آنها را محروم کرده بود ، یک حس کینه و حسادت عجیبی نسبت به او داشتند . این دو حس متناقض از آنجا پیدا شد . روزی بچهها آمدند دور هم جمع شدند ( عرض کردم اینها همه خیال است ) گفتند این که نمیشود که تمام زنها را جمع کرده برای خودش و ما را محروم کرده است . ناگهان تحت تأثیر احساسات نفرت آمیزشان قرار گرفتند ، گفتند پدرت را در میآوریم ، میکشیمت ، دسته جمعی ریختند او را کشتند . بعد که کشتند آن احساس محبت آمیز و احترام قهرمانانهای که نسبت به او داشتند ظهور کرد ، مثل هر موردی که وقتی انسان روی یک احساس کینهتوزی یک کاری میکند بعد که کارش را کرد دیگر کینه کارش تمام میشود و تازه احساسات دیگرش مجال ظهور پیدا میکند . بعدها که از این غلیان احساسات غضب خارج شدند دور همدیگر نشستند و گفتند عجب کار بدی کردیم ! دیدی ، ما مظهر قهرمانی خودمان را از دست