آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
« الظالمین »" ما به آنها ستم نکردهایم ، اینها خودشان به خودشان ستم کردهاند ، یعنی ما چیزی را از خارج به آنها تحمیل نکردهایم ، این همان ظلم خودشان بر خودشان است که اینجا ظاهر و بارز شده است . خیال نکنید که مثل ظلمهایی است که در دنیا واقع میشود که یک کسی استحقاق چیزی را ندارد و نباید به او برسد ، از خارج به او تحمیل میکنند . چیزی از خارج بر آنها تحمیل نشده است . یکی دو آیه بعد این را توضیح میدهد . اینها به جد راضی به انعدام و مرگ خودشان میشوند و یگانه آرزوی آنها این است که بمیرند و متأسفانه در آنجا اصلا مرگی وجود ندارد ، و بعضی از مفسرین گفتهاند اینها با اینکه میدانند مرگ وجود ندارد ولی ( به سبب ) آن ملکاتی که در دنیا دارند که دیدهاند مرگ در دنیا هست ، مثل اینکه یک نوع قیاسی میکنند ، خطاب میکنند به مالک جهنم " « و نادوا یا مالک " فریاد میکنند ای مالک ! " « لیقض علینا ربک »" ( دیگر نمیگویند " « ربنا »" پروردگارت کار ما را تمام کند . از قرآن چنین استنباط میکنیم که آن موجود و آن ملک و فرشتهای که اختیاردار جهنم است نامش " مالک " است . این نامگذاری مثل نامگذاریهای دنیا نیست که نامگذاری میکنند تا با همدیگر اشتباه نکنند ، نام ( در ) آنجا یعنی صفت ، یعنی حقیقت ، غیر از نامگذاری اینجاست ( که ) به یکی میگوییم " حسن " ، حسن یعنی نیک ، ولی ما به او میگوییم " حسن " نه به اعتبار اینکه نیک است ، اسم گذاشتهایم ، قرارداد کردهایم ، ممکن است خیلی هم زشت باشد ما به او بگوییم " حسن " . اسم گذاری است ، غیر از این است که صفت و حقیقت باشد . در اخبار هم زیاد وارد شده که آن فرشته مأمور جهنم نامش " مالک " است و متقابلا خادم بهشت نامش " رضوان " است ، و این نکتهای و لطیفهای دارد . چطور شده که آنجا نگفتهاند مالک بهشت ، گفتهاند " رضوان " ، ولی اینجا