آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
معنایش این است که من اساسا دشمن این کارم ، من به هر حال دشمن این کارم یا به هر حال طرفدار این کار هستم ، به حق و حقیقت به هیچ معنا کار ندارم . این است آن حالتی که العیاذ بالله اگر برای کسی پیدا بشود دیگر امیدی برای نجات او به هیچ شکل وجود ندارد . چنین کسی همان طور که عرض کردم در آنجا هم باز همان دشمنیاش با حق و حقیقت از باطنش دائما میجوشد . ایام مصیبت است و چند کلمهای هم ذکر مصیبت بکنیم ، ایامی است که اهل بیت علیهم السلام را به شام آوردهاند. البته نمیشود به طور دقیق گفت چند روز است که وارد شدهاند ولی اگر آن نقل و روایتی که هست معتبر و صحیح باشد در حدود دو هفتهای است که به شام آمدهاند ، چون نوشتهاند که در دوم ماه صفر بود که وارد شهر دمشق شدند و باز بر طبق آنچه که در نقلها و در مقاتل آمده است این ایام همان ایامی است که در خرابه به سر میبردند ، اهل بیت پیغمبر در خرابهای به سر میبردند که این خرابه نه آنها را روزها از گرما حفظ میکرد و نه شبها از سرما ، یعنی یک چهار دیواری غیر مسقف بود ، فقط یک چهار دیواری بود که اینها از آنجا نمیتوانستند بیرون بیایند ، در آن محیط و محوطه بودند ، دیگر هیچ خاصیت دیگری نداشت . این که " آنها را نه از گرما و نه از سرما حفظ میکرد " تعبیری است که ارباب مقاتل نوشتهاند . حال به طور دقیق چقدر آنجا ماندند خدا میداند ، چون دقیقا مشخص نیست که مثلا چند هفته ، چند روز ، یا احیانا چند ماه در آنجا بودند ، ولی همین قدر هست که نوشتهاند امام سجاد علیهالسلام را که یک روز شخصی در بیرون خرابه دید ، گفت دیدم صورتش پوست انداخته است . از امام ( علت را ) سؤال میکند ، میفرماید ما در جایی قرار داریم که نه ما را از گرما حفظ میکند