آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
هر طرف که برود آخرش بر میگردد به سوی مادر، و مادر مقصد اوست ، غایت و هدف و مقصد بچه اوست. آنجا دارد : " « فامه هاویة »" مادرش هاویه است " « و ما ادریک ماهیة »" هاویه چیست ؟ " « نار حامیة » " آتشی است داغ . حالا چرا اینجا گفته شده که این ام است ، مادر است ؟ اولا به چه مناسبت جهنم را به مادر انسان جهنمی تعبیر کردهاند ؟ برای اینکه این چیزی که امروز به آن رسیده همان مقصدی است که در دنیا داشته ، به همان رسیده که در دنیا آن را میخواسته است . به جای دیگر نمیرفته که او را به اینجا آورده باشند ، او را به همان جا میبرند که به سوی آنجا میرفته است . " « فامه هاویة و ما ادریک ماهیه نار حامیة »" . اینجا خود آیه کاملا موضوع را مشخص میکند که چگونه افرادی که تمام هم و مقصد و خواسته و آرزوها و آمالشان ، تمام آنچه دربارهاش فکر میکنند و میاندیشند مادیات زندگی است و از معنویت هیچ خبری نیست ، همان کسانی هستند که اصلا جز جهنم و آتش جهنم چیز دیگری را قصد نمیکنند ، یعنی آنچه که در آنجا هست تجسم همین است که اینها در دنیا داشتهاند . آنوقت این درخت از کجا رشد میکند ؟ از همین حالتی که انسان در متن دنیا قرار میگیرد . این درخت که به نام " درخت زقوم " است ، که درختی است که در آن اصل و متن جحیم و در آن عمق جهنم میروید ، یعنی تمام وجود انسان یک وجود جهنمی میشود ، اصلا خودش جهنم است . این درختی که از آن عمق و ریشه قلب خود این ( انسان ) رشد و طلوع کرده است ، این خود همین آدم است و این ( انسان ) خودش در اینجا عین جهنم شده ، یعنی در آنجا یک پارچه آتش تجسم یافته است . این است که آنجا میفرماید : " « انها شجرش تخرج فی اصل الجحیم طلعها کأنه رؤس الشیاطین »" . " طلع " آن مایع و نطفهای را میگویند که در درخت خرمای نر وجود دارد ، از این میگیرند و میپاشند در درختهای