آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤
دنیا لعب است ( « انما الحیوش الدنیا لعب و لهو » ) [١] ، چطور ؟ کار حکیمانه چگونه است ؟ مثلا میآییم در زمینی خانهای میسازیم دارای هال ، مهمانخانه ، آشپزخانه ، حمام و . . . هر که از ما بپرسد این کار را برای چه میکنی ، دیگر نمیگوییم " هیچ چیز " ، میگوییم معلوم است ، میخواهم زندگی کنم ، انسان که میخواهد زندگی کند جا لازم دارد . چرا این طور میسازی ؟ آدم مهمان برایش میآید ، مهمانخانه میخواهد ، حمام میخواهد ، . . . اینجا این کار شکل حکیمانه به خودش میگیرد ، یعنی روی یک نقشه عقلانی و روی اثر و فایدهای که بر این کار برای آن شخص مترتب است صورت میگیرد . اینجا دیگر " خیال " این کار را نکرده ، " عقل " این کار را کرده است و چون هدف درستی از این کار دارد ، ما این کار را " حکیمانه " میگوییم . باز هم این کار حکیمانه نسبت به " کننده " حکیمانه است ، از نظر کسی که این کار را میکند و از نظر انتساب این کار به شخصی که این کار را انجام میدهد حکیمانه است ، ولی از نظر مجموع آجرها و سنگها و گچها و آهنهایی که در این خانه به کار رفته چطور ؟ یعنی اگر ما خودمان را مجزا کنیم و توجهی به اینها بکنیم ، برای اینها چه کار حکیمانهای صورت گرفته ؟ از نظر این آجرها که قبلا خاک بود و هنوز در کوره نرفته بود و به صورت آجر در نیامده بود و امروز به صورت آجر درآمده و جرم این دیوار را تشکیل میدهد چگونه است ؟ یعنی اگر او به جای ما باشد و اگر او شاعر به ذات خودش باشد ، برای او فرق نمیکند ، باز برای او کاری است لعب ، یعنی از نظر طبیعت و ذات آن اشیاء لعب است . از نظر کننده ، این کار حکیمانه است نه از نظر خود آن کار . به تعبیر دیگر ما با این کار خودمان این در و دیوار را به کمال خودشان سوق ندادهایم ، اینها را
[١] محمد / . ٣٦