آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
یعنی مطابق آنچه که ما از قرآن استنباط میکنیم آنجا روح محض نیست که هر چه لذت باشد منحصرا لذت روحی باشد و رنج و درد هم منحصرا رنج و درد روحی باشد . در این دنیا بدون شک ما دو لذت داریم ، روانشناسی هم دو نوع لذت برای انسان میشناسد ( و دو نوع رنج هم داریم ) : لذتهای جسمانی ( و لذتهای روحانی ) ، که خود لذت جسمانی هم باز روحی است ، یعنی اگر روح نباشد جسم لذت نمیبرد . مقصود از " لذت جسمی " لذتی که جسم میبرد نیست ، چون جسم قطع نظر از روح ، یک مرده و یک جماد است . لذات جسمانی یعنی لذاتی که انسان با روحش میبرد از راه جسم ، و به عبارت دیگر لذات عضوی . لذات عضوی خاصیتش این است که اولا اختصاص دارد به یک عضو معین ، و ثانیا با یک محرک بیرونی ارتباط دارد ، یعنی در وقتی است که یک تأثیر متقابلی است میان یک عامل بیرونی و عامل درونی . مثلا انسان اگر دستش را بگذارد روی حریر ، خوشش میآید ، احساس میکند که دستش خوشش میآید ، دیگر آن وقت پایش خوشش نمیآید ، چشم یا گوشش هم خوشش نمیآید . علاوه بر این تابع یک عامل بیرونی هم عجالتا هست ، یعنی دستش در اثر تماس با یک شیء دیگر خوشش میآید ، این تماس که برطرف بشود ، لذت هم بر طرف شده . لذتی که انسان از یک آواز میبرد از راه گوش است نه از راه چشم . باز لذت چشم اختصاص به چشم دارد ، چنانکه دردهای جسمی هم همین طور است . اگر سوزنی به کف دست انسان فرو برود انسان درد را در همین جا احساس میکند ، یعنی آن وقت دیگر دندانش درد نمیکند ، میگوید دستم درد میکند ، واقعا احساس میکند دستش درد میکند . وقتی که انسان دندانش درد میکند باز درد را در آن احساس میکند و نمیگوید چشمم درد میکند . این است که لذتها و دردهای جسمی را