آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
اسلام و بر فطرت تسلیم به سوی حقیقت آفریده و آنچه که در درجه اول برای هر کسی واجب و لازم است این است که نگذارد عناد با حقیقت در روحش رشد کند ، و اگر عناد رشد کرد انسان به حالت ضد خودش در میآید ، یعنی انسان میشود ضد انسان ، چگونه ؟ دشمن حق میشود ، با حق و حقیقت کینه پیدا میکند ، کینه با حقیقت پیدا میکند ، و اگر انسان به این حالت درآمد و این موجودی که شیفته و عاشق حقیقت آفریده شده است ، در عمل راهی را گرفت و رفت و رفت تا خودش را به صورت یک دشمن و یک موجود کینه ورز با حقیقت قرار داد ، باید بگوییم یک دور ١٨٠ درجهای زده . پس مسأله قبول نداشتن حق و حقیقت یک مطلب است ، دشمن حق و حقیقت بودن یک مطلب دیگر است . در بحث آخر کتاب عدل الهی که راجع به مسأله " عمل غیر مسلمان " بحث کردهایم ، عرض کردهایم که غیر مسلمانانی که قاصرند نه مقصر یعنی اگر مسلمان نیستند به دلیل این است که دستشان نرسیده ، نه اینکه به آنها عرضه شده و تعصب و عناد و لجاج ورزیدهاند ، ولی آن سلامت روح خودشان را در آن حد حفظ کردهاند که اگر حقیقت بر آنها عرضه میشد با آن نمیجنگیدند هرگز خداوند اینها را عذاب نمیکند چون تقصیری نکردهاند . اینها را به اصطلاح فقهی میگویند " قاصر " . ولی اگر انسان رسید به آنجا که حق و حقیقت بر او عرضه بشود و وی عنادی ، تعصبی ، لجاجی ، استکباری بورزد ( معذب خواهد بود ) . این است که قرآن همواره کلمه " کفر " میآورد که به معنی عناد ورزیدن است ، کلمه " استکبار " میآورد ، کلمه " جحود " میآورد . آیا هر کسی که به پیغمبر ما ایمان نداشته باشد لزوما اهل جهنم است ؟ جوابش این است : ( آیا ) ایمان ندارد به دلیل اینکه بر او عرضه نشده است و بدون تقصیر ایمان ندارد ، یا ایمان ندارد از راه اینکه در تحصیل حقیقت