آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦
مخصوص و خیلی عجیب و پر معنایی است . مسلم آیه بودن گیاهها از آیه
بودن جمادها بیشتر است چون وجود کاملتری است ، آیه بودن حیوانها از آیه
بودن گیاهها بیشتر است و آیه بودن انسان از آیه بودن هر موجود دیگری
بیشتر است و مضاعف است . این است که در قرآن کریم راجع به آیه بودن
خود انسان یک عنایت خاصی هست ، یعنی حساب این ( موجود ) را جدا میکند
، مثل اینکه در سوره " و الذاریات " میفرماید : " « و فی الارض ایات
للموقنین »" در زمین آیههایی هست برای اهل یقین . انسان هم جزو
موجوداتی است که در زمین هستند ، ولی او را یک امر جداگانه ذکر میکند :
" « و فی انفسکم افلا تبصرون »" [١] و در خود شما ، نمیبینید ؟ این
" در خود شما " حسابش جداگانه است ، با کلمه " « افلا تبصرون »" هم
ذکر شده : و در خود شما ، آیا نمیبینید ؟ یا در آیه سوره فصلت : "
« سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق »" [٢]
همه چیز را به نام " آفاق " نام برده است ولی برای انسان یک حساب
جدا باز کرده ، با اینکه انسان هم به یک اعتبار جزو موجودات آفاقی است
. این برای این است که آیه بودن انسان از هر موجود دیگری بیشتر است .
قرآن درباره انسان میفرماید : " « و نفخت فیه من روحی »" [٣] این
مظهری از روح الهی است. چیزی در انسان هست که در غیر انسان وجود ندارد.
مولوی افسانهای نقل میکند که مردی طالب گنج بود و همیشه دعا و تضرع و
زاری و خدا خدا میکرد که خدایا این همه گنجها را مردم زیر خاک کردند بعد
رفتند و اینها مانده زیر خاکها و کسی استفاده نمیکند ، خدایا به من گنجی
را بنمایان که بروم آن را اکتشاف کنم و بعد یک عمر
[١] ذاریات / ٢٠ و . ٢١ [٢] فصلت / . ٥٣ [٣] ص / . ٧٢