آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣
هم سر بالاتریها بگذارند ، ولی اگر اینجا را درست نکنی فایده ندارد . این بود که اذهان به جای اینکه متوجه خدا بشود متوجه بتها میشد که اینها باید کار را درست کنند ، و مکرر گفتهایم که ما هم اگر بخواهیم درباره شفاعت شفعا چنین اعتقادی داشته باشیم و بگوییم خدا یک دستور دارد ، یک قانون دارد ، یک رضایت دارد ، امام حسین دستور و قانون و رضایت دیگری دارد ، خدا یک دستگاه دارد ، امام حسین دستگاه دیگری ، دستگاه خدا یک حساب دارد ، دستگاه امام حسین حساب دیگری ، و آنجا مطلب به شکل دیگری است ، بعد بگوییم ما که دستمان به خدا نمیرسد ، آنجا کار خیلی مشکل است ، میآییم امام حسین را که به یک چیزهای سهل و سادهای راضی میشود ( شفیع قرار میدهیم ) ، خدا به انسان میگوید نماز ، روزه ، جهاد با نفس ، اخلاق پاک ، حج ، جهاد ، امر به معروف و نهی از منکر ، کارهای خیلی سخت ، امام حسین بر عکس ، یک دستگاه خیلی سادهای دارد ، با یک روضهای گرفتن و یک دانه اشکی ریختن و یک چند تا سینهزدن و خلاصه در چند روز دهه عاشورا سهل و ساده میشود همه قضایا را صاف کرد ، ما به جای اینکه از در خدا وارد بشویم که در خیلی سخت و مشکلی هست از در امام حسین وارد میشویم ، بعد امام حسین خودش میرود آنجا کارها را درست میکند ، ( اگر چنین اعتقادی داشته باشیم به خطا رفتهایم ) . این معنایش همان است که از کارمند جزء کارهایی ساخته است که از ( رئیس ) کل ساخته نیست ، این جور اعتقاد به شفاعت امام حسین قطعا باطل است ، یعنی از نوع اعتقاد به شفاعتی است که بت پرستها درباره بتها داشتند . همان طوری که در آنجا بتها تقصیری نداشتند و این تقصیر متوجه خود بت پرست بود ، در این گونه اعتقاد هم بدیهی است که امام حسین مسؤول نیست ، این تقصیر متوجه آن کسی است که چنین