آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
چیزها که مایه روشنایی چشمهاست در آنجا پنهان است ، یعنی امکان ندارد انسان در این دنیا بفهمد . اگر یک جنین در رحم میتواند لذات و آلام این دنیا را درک کند ، یک انسان دنیایی هم میتواند لذات و آلام آن جهان را درک کند . پس غیر از اینکه تعبیری بیان کنند و بعد بگویند مطلب بالاتر از این حرفهاست ( راه دیگری نیست ) . حدیث نبوی است که : « " و فیه ما لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطرت علی قلب بشر " » یعنی آنجا چیزهایی است که نمونهاش را نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است . " « و انتم فیها خالدون »" . عبارت ، اول مغایب بود ( « یطاف علیهم بصحاف من ذهب ») . قبلش هم خطاب بود ( « ادخلوا الجنة » وارد بهشت بشوید شما و همسرانتان ) . بعد یکمرتبه آهنگ کلام از خطاب به غیبت میآید ، یعنی اول ، کلام به این صورت است که مخاطب خود بهشتیها هستند ، بعد یکدفعه مثل اینکه با دیگری سخن گفته میشود ، کأنه مردم دیگر بدانید که اوضاع از چه قرار است، « یطاف علیهم بصحاف من ذهب »، کأنه ما داریم برای دیگران توصیف میکنیم ، آنها که در آن هستند و میدانند ، برای دیگران داریم میگوییم ، دو مرتبه خطاب به آنها : " « و انتم فیها خالدون »" . بالاترین لذت روحی همین است که خطاب به آنها برسد که شما برای ابد در اینجا هستید . " « و تلک الجنة التی اورثتموها بما کنتم تعملون غ" بعد که اعلام جاوید ماندن را از طرف خدای صادق به آنها میدهند که این مژده یک مژدهای است که اگر در آنجا مرگی وجود میداشت هر کسی از همان مژده قالب تهی میکرد وقتی به آنها میگفتند : " « و انتم فیها خالدون »" آنوقت علت و دلیلش را ذکر میکنند ، یعنی ما اینجا قرعه نکشیدیم یک عده را بیاوریم بهشت و یک عده را ببریم جهنم ، محصول دار تکلیف و دنیای شماست. " « تلک الجنة التی اورثتموها »" آن (نمیگوید " این " همان