آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
بدهید ، ولی دست شما آمد این شکل را به آن داد . پس این کلمات را شما
در اینجا به وجود آوردید ولی کلمات به یک معنا قبلا وجود داشت اما نه
به صورت کلمه و جدایی . این است که در آنجا به تعبیر قرآن " « احکمت
ایاته »" ، به مرحله احکام وجود داشت ، در اینجا به مرحله تفصیل : "
« کتاب احکمت ایاته ثم فصلت »" [١] . این دو نزول قرآن بر پیغمبر
این طور است . آن دفعه اول که قرآن بر پیغمبر نازل میشود که کلمه و حرف
و آیه و این حرفها نیست مثل این است که این خودنویس پر بشود .
خودنویس پر میشود اما از حقیقتی پر میشود که در آن هیچ لفظ و کلمهای
نیست . مرحله دوم نزول قرآن آن وقتی است که همان پرشدهها بعد به صورت
کلمات و الفاظ در میآید . مولوی یک شعر خیلی عالی در این زمینه دارد (
هر چه در این زمینه گفتهاند از این آیه قرآن بیرون نیست : " « و ان من
شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم »" میگوید :
| متحد بودیم و یک گوهر همه |
| بی سر و بیپا بدیم آن سر همه |
| یک گهر بودیم همچون آفتاب |
| بیگره بودیم و صافی همچو آب |
| چون به صورت آمد آن نور سره |
| تا ابد چون سایههای کنگره |
| کنگره ویران کنید از منجنیق |
| تا رود فرق از میان آن فریق |
پس این " « فیها یفرق کل امر حکیم »" که به صورت مضارع و مستقبل آمده و یک امر جاری را دارد بیان میکند که همیشه این امر جاری وجود دارد ، نمیتواند اختصاص به نزول قرآن داشته باشد ، بلکه ( ناظر ) به نزولی ( است ) که همه چیز دارد . حال این چه رابطهای است میان این نزول
[١] هود / [١]