آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦
" « ام ابرموا امرا فانا مبرمون »" یا "« و مکروا مکرا و مکرنا مکرا
" [١] معنایش این است که " بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه " .
مینشینند نقشه میکشند ، با همدیگر سری حرف میزنند ، نجوا میکنند "
« ام یحسبون انا لا نسمع سرهم و نجویهم »" اینها وقتی که رفتند خیلی
محرمانه و سری تو دل خودشان نقشهها را کشیدند و به احدی نگفتند یا وقتی
هم خواستند بگویند رفتند نجوا کردند و بیخ گوشی حرفها را گفتند که فاش
نشود، خیال کردند بازیهایی را که بشری با بشری در میآورد با خدا میشود در
آورد . آیا واقعا اینها چه فکر کردند ؟ ! خیال میکنند خدا آواز آن خطور
قلبشان را نمیشنود ؟ اینجا قرآن تعبیر به شنیدن میکند : آن آواز آن
خطورهای قلبشان را هم خدا میشنود ، یعنی آن کلماتی که در قلبشان خطور
میدهند که شأن کلمه این است که مسموع باشد ما همان کلمات بیصدا را هم
میشنویم و همچنین نجواها که بیخ گوشی حرفها را به یکدیگر میرسانند ، ما
همین جا حاضر و شاهد هستیم و بعلاوه فرستادگانی داریم ، فرشتگانی داریم که
مأمور همه انسانها هستند و همه چیز را ثبت و ضبط میکنند و مکتوبهای آنها
که با قلمهای ملکوتی مینویسند باقی خواهد ماند و در قیامت قرآن میگوید
تمام کوچک و بزرگ کار هر کسی نمایان است . " « ام یحسبون انا لا نسمع
سرهم »" این تلخ شمرندگان حق و مکروه شمرندگان حق خیال میکنند که ما
راز آنها را که در دلشان خطور میدهند نمیشنویم ؟ ! نجواها ، بیخ
گوشیهایشان را نمیشنویم ؟ چرا ، ما میشنویم . غیر از ما فرستادگانی هم
داریم که آنها را ثبت و ضبط میکنند و ثبت و ضبط شده را در قیامت به
خودشان ارائه میدهند . " « بلی و رسلنا لدیهم یکتبون »" فرستادگان ما
نزد خودشان هستند ،
[١] نمل / . ٥٠