آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢
که جحیم یا جهنم به تعبیر دیگر ، تجسم طبیعت در این دنیاست ، و به
عبارت دیگر تجسم مادهپرستی و طبیعت پرستی در این دنیاست ، که شواهد از
خود قرآن کریم در این زمینه زیاد است . در سوره " القارعه " این طور
میخوانیم : « بسم الله الرحمن الرحیم القارعة ٠ ما القارعة ٠ و ما ادریک
ما القارعة ٠ یوم یکون الناس کالفراش المبثوث ٠ و تکون الجبال کالعهن
المنفوش ٠ فاما من ثقلت موازینه ٠ فهو فی عیشة راضیة ٠ و اما من خفت
موازینه ٠ فامه هاویة ٠ و ما ادریک ماهیه ٠ نار حامیة ٠ غ
من مرحوم آقای شاهآبادی ( رضوان الله علیه ) را خیلی کم دیده بودم ،
یعنی وقتی ما رفتیم قم ایشان تهران بودند ، ( ولی ) چون از استادان ما [١] خیلی به ایشان ارادت داشتند و تمجید میکردند ، گاهی که به تهران
میآمدیم ، پای منبر ایشان میرفتیم . یک وقت یادم هست که رفته بودم ،
دیدم ایشان داشت همین آیه را معنی میکرد : " « و اما من خفت موازینه
" آن که میزانش سبک است . مکرر گفتهایم قرآن نمیگوید میزانی که در
قیامت است دو کفه دارد ، یک طرف اعمال نیک را میگذارند یک طرف
اعمال بد را ، یک کفه بیشتر ندارد که اعمال خوب را آنجا میگذارند ، مثل
ترازوهای جدید ، هر کسی که میزانش سنگین است " « فهو فی عیشة راضیة
" ، آن که سبک است نه . غرضم چیز دیگری است : " « فامه هاویة »" .
" ام " در اصل یعنی مادر ، مادر را هم " مادر " میگویند به اعتبار
اینکه ما یأم الانسان است ، یعنی مقصد بچه است . مادر از آن جهت مادر و
" ام " در عربی گفته میشود که از ماده ام یأم است ، چون بچه اساسا به
[١] ( مقصود امام خمینی ( ره ) است . )