آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
درباره چیزی نگو فردا چنین میکنم مگر اینکه بگویی " اگر خدا بخواهد " . این " اگر خدا بخواهد " ی که یک مسلمان حتی در مورد قطعیترین مسائل میگوید نه به نشان تردید است . بعضی خیال میکنند این به نشان تردید است ، این را که گفتند علامت تردید است ، یک مسلمان همواره مردد است ، نمیداند فلان کار را میکند یا نمیکند ، اگر خدا بخواهد بسیار خوب ، اگر نه ، نه . این ، نشان تردید نیست ، نشان توحید است ، یعنی یک نفر مسلمان میخواهد بگوید قطعیترین کارها هم بسته به مشیت الهی است و مستقل نیست . هیچ چیزی در عالم ، در دنیا و آخرت ، به صورت جبری و قطعی و قهری ، چه خدا بخواهد چه نخواهد ، وقوع پیدا نمیکند . قبول داریم خیلی حوادث ، قطعی و به یک اصطلاح جبری است و حتما واقع میشود ، ولی این جبر و قطعیت خودش را از مشیت الهی گرفته ، چون یقین داریم مشیت الهی دگرگون نمیشود ، نه اینکه آن حادثه جبریت و قطعیت خودش را دارد ، میخواهد مشیت الهی در پشتش باشد میخواهد نباشد . این است معنای اعتقاد به " امر بین امرین " در نظام تکوین ، نه فقط در نظام تشریع . عدهای تفویضی بودند و عدهای جبری . عده جبری معتقد بودند به اینکه هیچ چیزی در عالم اثر ندارد ، اصلا اسباب و مسببات یک نمایش دروغین نظیر خیمهشب بازی است ، اسباب و مسبباتی نیست ، هیچ چیزی در دنیا شرط هیچ چیزی نیست ، مشیت الهی مستقیما روی حوادث دخالت دارد ، بنابراین دوا هیچ اثر ندارد ، بود و نبودش علی السویه است . عقیده دوم این است که نه ، خدا عالم را خلق کرده است و به اشیاء خاصیت و اثر داده ، دیگر بعد که خاصیت و اثر داده اینها خاصیت و اثر