آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩
حساب آنقدر ریاضی و دقیقی که عقل بشر قادر نیست آن را حساب کند . امروز هم تا این ماشینها پیدا نشده بود کسی نمیتوانست به این حساب برسد ، یعنی این قدر حسابش دقیق و ریاضی و کسورش زیاد است . حال چه رابطههایی میان حروف و معانی هست مطلب دیگری است . این یک واقعیتی است که میان حروف و معانی یک رابطهای در واقع وجود دارد . این مطلب اگر چه به مرحله قطعی و علمی نرسیده ولی به صورت یک فرضیه موجود است . اول که میگوید " حم " این " حم " پیغمبر را متوجه میکند به اینکه آغاز وحی است و وحی دارد آغاز میشود و هم توجه میدهد که سوره هم سوره " ح " و " م " است . " « تنزیل الکتاب من الله العزیز الحکیم »" . این دیگر تقدیر نمیخواهد : تنزیل منزل است ، منزل اضافه شده به کتاب ، باز الکتاب المنزل با هو در تقدیر ، اینها معنی ندارد . در حالی که وحی دارد فرود میآید ، خودش دارد خودش را بیان میکند . تنزیل : فرود آمدن کتاب است . این خودش مبتدای خودش است و خودش خبر خودش . نظیر این است که شما از جلوی یک مسجد میگذرید میبینید آنجا نوشته " مسجد نور " . این معنی ندارد که بگوییم در اینجا یک چیزی در تقدیر است : این مسجد نور است . " این " اش خود همان هیکل مسجد است که آنجاست . دیگر لازم نیست کسی بیاید بگوید که " این مسجد نور است " . " این " را در جایی باید گفت که باید با حرف " این " آن را نشان داد . اما آنجایی که " مسجد نور " را در کنار خود مسجد نوشتهاند وجود عینی مسجد خودش جانشین وجود لفظی است . وجود لفظی در جایی لازم است که وجود عینی مخفی و پنهان است ، اما آنجا که خود وجود عینی در آنجاست ( نیازی به وجود لفظی نیست ) ، مثل آن کارمند اداری که در آنجا اسم خودش را نوشته ، فرض کنید که " احمد حسینی " . ( نباید گفت