آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
آنچه که خدا میخواهد ، به چیزی خشنود باشد غیر از آنچه که خدا ( به آن ) خشنود است ، او نمیتواند پیغمبر باشد . بنابراین محال و ممتنع است که آنچه خدا به آن راضی است از طاعات و عبادات ، امام حسین کاری به آنها نداشته باشد ، آنچه که خدا ( از آن ) ناراضی است ، از گناهان ، معصیتها ، شرابخواریها ، دروغگوییها ، غیبتها ، باز امام حسین نسبت به اینها حساسیتی نداشته باشد ، در مقابل ، امام حسین حساسیت داشته باشد نسبت به مسائل مربوط به شخص خودش و هر کسی که در مسائل مربوط به شخص او کاری کرده باشد . چنین کسی نه خدا را شناخته است و نه امام حسین را ، و به این شکل در خانه امام حسین رفتن ، اولین کسی که انسان را طرد میکند خود امام حسین است . اگر اینجور بود پس باید امیرالمؤمنین وقتی که مردمی رفتند به در خانه او آن طور که مورخین نقل کردهاند ، و چنین چیزی بوده است و گفتند " انت انت " تو همان خودش هستی ، پیدا کردیم ، خودش است ، خداست ( بالاخره به در خانه علی آمدند ، چه از این بهتر ! آمدند در خانه علی و گفتند اساسا خودتی ، خدا خود تو هستی ) باید علی بگوید اینها به در خانه من آمدهاند ، من نباید اینها را از در خانهام رد کنم . چکار میکند ؟ فورا از اسب پیاده میشود ، میافتد سجده میکند به علامت خضوع و بندگی ( که ) من بندهای از بندگان خدا هستم . بعد هم اینها را شدید تهدید میکند که اگر از این حرفها توبه نکنید چنین و چنانتان میکنم ، یعنی میکشمتان ، و کشت . پس بگوییم اینها رفته بودند در خانه علی ! این ، در خانه علی رفتن نیست . علی خانهای غیر از خانه خدا ندارد ، در خانهای غیر از در خانه خدا ندارد . امام حسین در دیگری باز نکرده غیر از در خانه خدا که بگوییم از در خانه خدا نمیرویم ، از در خانه امام حسین میرویم ! اگر دری غیر از در خانه خدا باز کرده باشد که