آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
داشته باشد ، این حرفها اصلا مطرح نبوده . آنها در مسأله توحید معتقد بودند خدای بزرگ فقط خالق عالم است ولی ( در ) تدبیر عالم کار دست دیگران است و خدا ( افعال آنها را ) تصویب کرده است . معتقد بودند که خداوند متعال فقط خالق عالم است و بس . مسأله خلق و ایجاد برای آنها یک مسأله بود و مسأله اداره عالم مسأله دیگری . این فکر که شاید هنوز هم در خیلی افراد باشد ( در آنها بود که ) میگفتند خدا خالق عالم است یعنی سازنده عالم است ، مثل این بنا که این ساختمان را ساخته . سازنده عالم نقشش فقط به اصطلاح امروز سازندگی عالم است و بس . او عالم را ساخته و بعد موجوداتی در این عالم خلق کرده و آن وقت اداره عالم خودش حسابی دارد ، مسأله اداره عالم دیگر به خدا چندان ارتباطی ندارد ، همین مخلوقات خدا هستند که این عالم را اداره میکنند . یک وقتی مجلهای با دختر یکی از رجال مصاحبهای کرده بود ، نوشته بود که او فلج است در اثر اینکه از کوه پرت شده است . آنگاه حرفهای کودکانهای از او نقل کرده بود که خیلی عجیب بود . از جمله از او میپرسند تو هیچ وقت شده از خدا بخواهی که تو را شفا بدهد ، یا نه ؟ او که تحصیل کرده هم هست گفته بود من فکر میکنم دیگر خدا به این همه کار نمیرسد . این عالم به این بزرگی و این همه کار که در این عالم هست ، اصلا خدا چطور میتواند به همه این کارها برسد ؟ ! زمین ما در این منظومه شمسی چقدر است و همه منظومه شمسی با کهکشان چه نسبتی دارد و همه کهکشان با همه عالم . تازه من در همه روی زمین چقدر هستم . حالا من اینجا یک گوشهای افتادهام و یک بیماری دارم ، آیا دیگر خدا به کار من هم میرسد ؟ حالا گیرم من از خدا بخواهم ، آیا خدا میتواند به این همه کار برسد که از آن جمله کار من است ؟ از این جهت که مطمئنم که خدا نمیتواند به این همه کار برسد دیگر من به او کاری