آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٦
نتیجه گرفتیم که یا این مسائل اساسا تأثیری در زندگی انسان ندارد و یا
اگر دارد این سه چیز ( چون هر سه اینها در روایات هست): توکل به خداوند
، متوسل شدن به اولیاء خدا و صدقه دادن اثر اینها را از بین میبرد .
بنابراین پیغمبر اکرم تفأل میزد ولی تطیر نمیزد ، یعنی از رسم و سنتی
که در میان مردم بود آن را که منشأ میشد که انسان در تصمیم خودش راسخ
بشود امضا میکرد ( و به ) آن که منشأ میشد انسان از تصمیم خودش باز
بماند ( توجه نمیکرد ) ، یعنی به فال نیک میگرفت ولی به فال بد
نمیگرفت . یک روح مصمم و متوکل ( این طور است ) . اگر مثلا کسی بیرون
میآمد که اسمش حسن بود ( میفرمود ) به به ، حسن ، نیک ، ان شاء الله
همه کارها نیک است ، بروید . اما اگر کسی میآمد که اسمش اسم بدی بود
ابدا اعتنا نمیکرد و مخصوصا میفرمود : « " رفع عن امتی الطیرش " » [١]
فال بد گرفتن از امت من به کلی بر طرف شده است ، « " و اذا تطیرت
فامض" » [٢] اگر به چیزی فال بد گرفتی اعتنا نکن، برو، ترتیب اثر نده.
" « تنزع الناس کانهم اعجاز نخل منقعر »" آن باد صرصر که آمد ،
مردم را چنان از جا میکند که مانند این بود که بن درختهای خرما را کنده
باشند ، بلند میکرد و به زمین میزد . دو مرتبه میگوید : " « فکیف کان
عذابی و نذر »" چگونه بود عذاب و انذار من ؟ " « و لقد یسرنا القرآن
للذکر فهل من مدکر »" ( اینجا مخاطب باز مردم هستند ) قرآن را سهل و
آسان در اختیار مردم قرار دادیم برای تذکر و تنبه و آگاهی ، آیا آگاه
شوندهای هست ؟ برای قوم عاد به همین سه چهار جمله قناعت میشود چون اصلا
مطلب یک
[١] بحارالانوار ، ج / ٥٨ ص ٣٢٥ ، حدیث . ١٤ [٢] سفینة البحار ، ج / ٢ ص . ١٠٢