آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
روزها برقرار بشود برای اینکه این روز یادآور آن حادثه است . مثلا امام حسین را در نیمه شعبان یا بیست و هفتم رجب زیارت میکنیم . بیست و هفتم رجب با بیست و چهارم رجب ، خودش بالذات هیچ فرقی نداشته ولی بیست و هفتم رجب به اعتبار بعثت پیغمبر اکرم شرافتی پیدا کرده است . همین طور که گفتیم گاهی لفظ به اعتبار معنایش شرافتی پیدا میکند که بیوضو نباید دست روی آن گذاشت . بیست و هفتم رجب به اعتبار بعثت پیغمبر ، هفده ربیع به اعتبار ولادت پیغمبر ، سوم شعبان به اعتبار ولادت امام حسین و نیمه شعبان به اعتبار ولادت حضرت حجت شرافتی پیدا میکند که ( میگویند ) امام حسین را هم اگر میخواهید زیارت کنید در این روز زیارت کنید که این روز یادآور چنین حادثه مبارکی است ، یعنی حتی یک سلسله احکام و دستورها بر این اساس برقرار میشود ، و هیچ مانعی هم ندارد . میرسیم به مسأله نحوست ذاتی ایام : ولی در روایات ما پیدا میشود چیزهایی که از آنها حتی بیش از این ، مفهوم میشود . مثلا مسافرت کردن در حالی که قمر در عقرب است یا مسافرت کردن در فلان روز خوب نیست ، مسافرت کردن در فلان روز خوب است ، این چیزهایی که اصطلاحا " نجوم احکامی " نامیده میشود . اینها چیست ؟ در مورد اینها ما یک عده روایات داریم که ظاهر آنها همینها را تأیید میکند ، و از طرف دیگر یک عده روایات داریم که شدیدا اینها را نفی میکند ، مثل آنچه که در نهج البلاغه است که در کتب روایات هم ذکر شده است که وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام میخواستند به جنگ نهروان بروند ، در حالی که سوار شده و آهنگ رفتن کرده بودند اشعث قیس کندی آمد در حالی که یکی از خویشاوندانش همراهش بود و گفت : یا امیرالمؤمنین ! توقف بفرمایید و حرکت نکنید