آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩
میشوند از الف و ب و پ و ت و ث وج تا آخر . هیچ لفظی با هیچ لفظ دیگری فرق نمیکند . ولی الفاظ برای معانی مختلفی وضع میشوند ، بعضی الفاظ برای معانی بسیار عالی و لطیف وضع میشوند ، مثل اینکه ما از الف و دو تا لام مشدد و یک الف دیگر و یک " ه " لفظ " الله " را ساختهایم که نام خداوند است . چون معنا مبارک است لفظ هم برای ما لفظی است مبارک ، حتی احترام دارد و وقتی که به صورت کتبی در میآید دست بی وضو هم به آن نمیزنیم . همین طور اسماء پیغمبران و ائمه ، یا اسمهایی که بر یک معانی خیلی عالی مثلا از مقدسات بشر دلالت میکند مثل لفظ " علم " که گویی خود این لفظ هم برای ما جلالتی دارد . ( در مقابل ، ) ما الفاظی را وضع میکنیم برای معانیای که مستقبح ذکره است یعنی بشر قبیح میشمارد که نام آنها را ببرد : " ما یستقبح ذکره " . بعد چون آن معنا چیزی است که بشر نمیخواهد آن را بازگو کند گویی قبح معنا در لفظ اثر میگذارد و الا بدیهی است که لفظ ، بالذات قبحی ندارد ، قبح از معناست ، لفظ به تبع معنا و چون نام این معناست قبیح شمرده میشود . حال اگر کسی در مجلسی شروع کند الفاظ زشت به زبان آوردن ، مردم به او میگویند این کلمات چیست که به زبان میآوری ؟ ممکن است جواب بدهد مگر کلمه هم با کلمه فرق میکند ؟ ! راست هم میگوید ، مگر کلمه هم با کلمه فرق میکند ؟ هیچ کلمهای با هیچ کلمه دیگری فرق نمیکند ، اما کلمه به اعتبار معنیاش با کلمه دیگر فرق میکند . وقتی میگویند این کلمات را به زبان نیاور ، چون این کلمه را که شما میگویید ، آن معنا به ذهن میآید و بنا نیست که بشر در مجامع آن معانی را در ذهن خودش مجسم کند . به این معنا البته درست است که برخی روزها روزهای مبارکی است . حتی میتواند یک سلسله دستورهای شرعی بر اساس همین