آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢
رابطهای ( است ) میان انذار یعنی اتمام حجت و ابلاغ دعوت از یک طرف و سرپیچی و تمرد و انکار و نزول عذاب الهی از طرف دیگر ، و برای اینکه معلوم باشد که این صرفا امری مربوط به گذشته نیست، شامل آینده هم میشود، با لحنی ملایم و آرام بر خلاف آن لحن شدید و تند در سایر آیات میفرماید : "« و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر »" ما قرآن را هم سهل و آسان قرار دادیم برای تذکر و تنبه ، آیا متنبهی پیدا میشود ؟ بعد از آن جمله " « فکیف کان عذابی و نذر »" در آن داستان حضرت نوح بلافاصله فرمود : " « و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر »" . بعد بار دیگر بعد از جمله " « فکیف کان عذابی و نذر »" در قصه عاد ، فرمود : " « و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر »" . اینها که ذکر میشود در واقع میخواهد به امت اسلام بفرماید که قرآن هم به دلیل اینکه ذکر الهی و انذار الهی و ابلاغ الهی است تمرد مردم و بیاعتنایی به او عواقب وخیمی دارد ، یعنی ضمنا اعلام خطر به امت اسلام هم هست ، و از خود همین آیه و آیهای که بعد داریم : " « سیهزم الجمع و یولون الدبر »" که پیغمبر اکرم این آیه را درباره بدریها قرائت میفرمود ( فهمیده میشود که ) اینکه یک عذاب نازل بشود ضرورت ندارد که به آن صورتهای شدید باشد که بادی بیاید و شهری را زیر و رو کند ، انواعی از بدبختیها را میتوان " عذاب " نامید یعنی واقعا عذاب است، و بعد عرض کردیم که این " « فکیف کان عذابی و نذر " فرعی یا جزئی از یک اصل کلیتر و عمومی تر است که قرآن کریم راجع به نعمتها میفرماید که اگر ما نعمتی برای بشر میفرستیم بشر تا هر اندازه شاکر و حق شناس و قدردان آن نعمت باشد خدا آن نعمت را افزایش میدهد و به هر اندازه که کفران نعمت کند آن نعمت که زایل میشود هیچ ، به جای آن ، نقمت مینشیند و این قاعدهای است کلی ، شامل همه نعمتها میشود و در رأس آنها و از همه مهمتر نعمت ارشاد و