آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
نسبتا در جای خودش قرار گرفته است . بعد که انسان حفظ کرد دیر فراموش میکند چون به معنی واقعی سلاست دارد . ولی انسان اگر بخواهد یک قصیده خاقانی را حفظ کند جانش در میآید ، با اینکه قصاید او هم خیلی فصیح و بلیغ است ، ولی سلاست ( اشعار ) سعدی را ندارد . گرچه هر شعری به دلیل شعر بودن و آهنگین بودن قابل حفظ ( شدن ) است ، باز شعرها با هم تفاوت دارند . در میان نثرها تنها کتاب نثری در عالم که قابل حفظ کردن است یعنی اصلا ذهن آن را برای حفظ کردن میپذیرد قرآن است . شما کتاب نثر دیگری در عالم نمیتوانید پیدا کنید که انسان بتواند عبارتهای آن را حفظ کند ، و لهذا حفظ کردن قرآن مثل تلاوت کردن آن امر بسیار مطلوبی است و مخصوصا بعد از آنکه انسان حفظ کرد نباید بگذارد فراموش بشود . شاید گناه هم داشته باشد که انسان قرآن را حفظ کند و بعد اینقدر نخواند تا فراموش بشود . افرادی که حافظهشان ضعیف است لااقل اگر یک سوره دو سوره پنج سوره حفظ میکنند نگذارند که همان سورهها فراموش بشود چون بعضی حرام و گناه میدانند که انسان قرآن را حفظ کند و بعد بگذارد فراموش بشود . " « و لقد یسرنا القرآن »" بنا بر بعضی از تفسیرها یعنی ما قرآن را سهل و ساده ( کردیم ) . این " سهل " به همان معناست که امروز میگویند " سهل و ممتنع " یعنی از نظر عبارت اینقدر ساده است که انسان آن را در نهایت نرمی میبیند ولی در عین حال ممتنع است و مثلش را نمیشود ایجاد کرد . همین تعبیری که راجع به سعدی میگویند ، کاملترش درباره قرآن ( صادق ) است . ما این را با عباراتی به غایت سهل و ساده و شیرین و فصیح و بلیغ بیان کردیم ، برای چه ؟ " « للذکر »" که مردم بتوانند آن را به ذهن بسپارند . معنی دیگر " ذکر " در اینجا نه این است که به ذهن بسپارند ،