آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
« الغیب و الشهادش »" یعنی خیال نکنید این شهادت برای این است که العیاذ بالله خدا نمیداند، شاهدها باید بیایند به اطلاع او برسانند (و او) قاضی این گونه است ، این روی آن نظام نیست ، این شاهدها هستند و تازه بازگردانده میشوید به کسی که خودش عالم بر غیب و بر شهادت و بر همه چیز است و اعلم است از خود شما و از خود شاهدها بر این مطلب . " « انا ارسلناک شاهدا »" . پس یک شأن از شؤون مقام رسالت شهادت است ، تحمل شهادت در دنیا و ادای شهادت در آخرت . " « و مبشرا و نذیرا »" . شأن دیگر تبشیر است و شأن دیگر انذار . همیشه پیغمبران مردم را در حال حرکت و در جریان میبینند ، یعنی انسان خواه ناخواه این طور است . انسان هیچ وقت ساکن نیست ، همیشه در حرکت است ، منتها در چه راهی و به کدام سو در حرکت است ؟ پیامبران مبشر و منذر هستند ، یعنی راه را ارائه میدهند و بشارت و نوید میدهند که اگر از این راه بروی به چه فتح و سعادت و کمالی نائل میشوی و اگر از آن راه و آن راه بروی به چه بدبختی و شقاوتی نائل میشوی . حدیثی هست که پیغمبر اکرم با اصحاب نشسته بودند ، چند خط از نقطهای به نقطهای رسم کردند ، بعد اشاره به خط وسط که خط راست بود کردند و فرمودند این راه من است ( صراط مستقیم ) و بقیه راهها راههای من نیست ، یعنی انسان همیشه در حال حرکت است ، منتها یک وقت راه راست را به سوی مقصد در پیش میگیرد و یک وقت از راههای کج میرود ، و پیغمبران آمدهاند که مبشر به راه راست باشند . اینجا عمل خاصی از پیغمبر اکرم صورت گرفته که مسأله مبشر بودن و منذر بودن پیغمبر را خیلی خوب مجسم میکند ، مخصوصا منذر بودن . در سالهای اول بعثت رسول اکرم بعد از نزول آیه " « و أنذر عشیرتک غ