آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
گذشته شما، یعنی همه شما با دست او پرورش یافتهاید . بعد میفرماید : "
« بل هم فی شک یلعبون »" با همه این حقایق روشن، باز اینها در یک حال
شکی به سر میبرند ، شک توأم با لعب . این تعبیر بیادبانه از من است :
این ( سخن ) مثل این است که بعد که همه اینها را گفتیم بگوییم در عین
حال همه این حرفها یاسین به گوش کی خواندن است . به گوش اینها چیزی
فرو نمیرود . اینها در همان حالت شک و تردید خودشان هستند ولی لعب .
این توأم شدن شک با لعب تصادفی نیست . خدا تضمین کرده است که اگر
انسان طالب حقیقت باشد راه را به او بنمایاند . این ، تضمین قطعی است:
" « والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین »" [١]
کسانی که در راه ما بکوشند ( همان شأن ربوبیت پروردگار است ) ، شأن
ربوبیت ما ، شأن هادویت ما اقتضا میکند که راهها را به آنها بنمایانیم.
پس اساس مطلب این است که انسان خالصانه و مخلصانه ، حق خواه و حق
جو و حق طلب باشد و جدی باشد و به جد بخواهد . اما اگر انسان میخواهد
همه چیز را با حالت لعب و شوخی و غیرجدی تلقی کند این شک توأم با لعب
است . شک توأم با لعب هرگز رفع شدنی نیست . خداوند انسان را برای
مسخرگی و اینکه هر چیزی را غیرجدی بگیرد نیافریده ، خدا انسان را آفریده
که همه چیز را جدی بگیرد . افرادی واقعا همیشه در حال شک در مسائل دینی
به سر میبرند ولی هر وقت هم مسأله به آنها عرضه بشود شروع میکنند آن را
با حالت مسخرهچیگری تلقی کردن . این است که تا آخر عمر به همین حالت
باقی میمانند و این دیگر بیماری چاره ناپذیر است. چون بیماری چارهناپذیر
است ( قرآن )
[١] عنکبوت / . ٦٩