آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
زمین ، حتی آسمان از آسمان دیگر نازل شده ، اما معنی این " نزول " این نیست که این ( شیء ) با همین شکل ، با همین خصوصیت ، با همین قدر و با همین حد در یک جای دیگر بوده ، آن را از آنجا برداشتهاند آوردهاند اینجا ، مثل اینکه این آدم در یک جایی بوده ، او را از آنجا برداشتهاند ، به یک وسیلهای مثلا با هواپیما آوردهاند اینجا گذاشتهاند ، نه ، این " نزول " همین چیزی است که در اینجا قرآن از آن تعبیر به " فرق " میکند ، تفصیل و تجزیه است ، ( « فیها یفرق کل امر حکیم ») ، فرق و جدایی است. این تشبیه ، ضعیف است ولی باز نسبتا میتواند چیزی را بفهماند : شما خودنویستان را جوهر میکنید . در مخزن این خودنویش شما جوهر زیادی هست . بعد با این خودنویستان شروع میکنید به نوشتن ، یک نامه مینویسید : " حضور مبارک دوست عزیزم جناب آقای الف . . . " اگر از شما بپرسند که این کلمات چیست ؟ مگر غیر از همین جوهرهاست که روی صفحه کاغذ قرار گرفته ؟ اصلا غیر از این جوهر که چیزی نیست . آیا این جوهر الان به وجود آمد ؟ این جوهر نبود ؟ ( پاسخ میدهید ) چرا بود . این جوهرها در مخزن که بود حد نداشت ، شکل نداشت ، از یکدیگر جدا نبودند ، این خصوصیات نبود ، این بود که در آنجا فقط اسمش جوهر بود و بس ، ولی وقتی همان جوهر نه چیز دیگری در اینجا میآید حد و شکل و کیفیت میپذیرد ، این میشود " حضور " آن میشود " محترم " . در اینجا دیگر " محترم " غیر از " حضور " است . هیچ وقت انسان " حضور " را با " محترم " اشتباه نمیکند ، چنانکه " الف " را با " ب " و " ب " را با " ج " اشتباه نمیکند . اینها که در سابق متحد و یکی بودند و در آنجا اساسا جدایی و چند تایی نبود و وحدت بود ، در مرحله نوشتن بر آن کثرت و فرق و جدایی حکمفرما شد . البته با همین مخزن هم میشد شما بجای " حضور محترم . . . " چیز دیگری بنویسید و شکل دیگری به آن