آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
این است که قرآن میگوید : " « قل لله الشفاعة جمیعا »" [١] اصلا شفاعت از آن خداست . شما خیال میکنی که شما شفیع را برای شفاعت بر میانگیزانی ، آن خداست که شفیع را برای شفاعت برانگیخته است . اگر او شفیع را برنیانگیزاند محال است ( او شفاعت کند ) ، کدام شفیع است که جرأت شفاعت داشته باشد ، کدام شفیع است که به خود اجازه بدهد یک کلمه بر خلاف رضای خدا درباره کسی حرف بزند ؟ ! پس آن شفاعتی که شفاعت مردود و شفاعت منفی است ( آن است که برای شفیع استقلال قائل باشیم ) ، که عرض کردیم ، باز مخصوصا تکرار میکنم ما هر دو را باید بدانیم ، هم آن ( شفاعتی ) که نیست تا یک وقت از راهی وارد نشویم که غیر از اینکه کار بیفایدهای کردهایم گناهی هم مرتکب شدهایم ، و هم آن که هست چون واقعا هست و ما باید هر چیزی را آنچنان که هست بدانیم . ما درباره هر یک از اولیای حق ، پیغمبر اکرم ، امیرالمؤمنین ، حضرت زهرا ، حضرت امام حسین و هر کس دیگر و بلکه هر کاملتری نسبت به ناقصتر ( از ) خودش میتواند شفیع باشد خیال نکنیم که این رفتن به سوی شفیع فرار از در خانه خداست ! اگر بخواهد به شکل فرار از در خانه خدا باشد رفتن به سوی شفیع رفتن به سوی جهنم است . اگر گفتید من نماز نمیخوانم به جایش کار دیگری برای امام حسین میکنم ، امام حسین به چیزی راضی میشود خدا به چیز دیگر ، نه خدا را شناختهاید نه امام حسین را . امام حسین آن کسی است که در خطبه روزهای اولش فرمود : « " رضی الله رضانا اهل البیت " » . اصلا امام حسین اگر رضایی غیر از رضای خدا داشته باشد که امام نیست . پیغمبر اگر از خودش دکانی مستقل داشته باشد ، چیزی بخواهد غیر از
[١] زمر / . ٤٤