آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
اعتقادی دارد . ولی اگر کسی اعتقادش به شفاعت این باشد که خیر ، امام
حسین اصلا بدون اجازه و رضایت خدا محال است ( شفاعت کند ) ، بعلاوه او
کارش حساب دارد، " « و هم یعلمون »" است، " « الا من اذن له الرحمن
و رضی له قولا »" [١] است، خود شفاعتش به اجازه خداست، در یک کلمهای
که بخواهد شفاعت کند باید اول برایش محرز باشد که خدا رضایت میدهد که
این حرف را بزند " « الا من اذن له الرحمن و قال صواباغ " [٢] یا "
« لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضی له قولا »" ، (چنین اعتقادی
درست است ) . امام حسین آنجا خودش را به این صورت میبیند . خدا او را
برانگیخته است ، همان طوری که در دنیا خدا پیغمبران را برانگیخت برای
اینکه مردم را هدایت کنند و نجات بدهند .
مگر پیغمبران خودشان برانگیخته شدند ؟ در دنیا چگونه است؟ آیا در دنیا
این پیغمبران بودند که رفتند خدا را برانگیختند و وادار کردند که خدایا
بیا ما را بفرست برای هدایت این مردم ، یا این خدا بود که پیغمبران را
مبعوث کرد و فرستاد برای هدایت مردم و اینها وسیلهای بودند که خدا
برانگیخت برای هدایت مردم ؟ در مغفرت آن عالم هم عینا قضیه از این
قرار است . این خداست که شفعا را بر میانگیزاند و مأمورشان میکند ( که
) شما از من مغفرت بخواهید برای چنین کسان تا من مغفرت خودم را شامل
حال آنها کنم ، که این هم حسابی دارد که مغفرت الهی جز از مجرای اشخاصی
که به وسیله آنها هدایت شدهاند و جز از مجرای کملین که باب خداوند
هستند نیست ، ولی به هر حال این خداست که اینها را برای شفاعت بر
میانگیزاند .
[١] طه / . ١٠٩ [٢] نبأ / . ٣٨