آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
به قدری روی این مطلب تکیه دارد که عجیب است . مثلا در مسأله جاوید ماندن مردم در قیامت ، در بهشت ، در جهنم : " « خالدین فیها »" برای ابد در بهشت هستند و برای ابد در جهنم هستند ، دنبال هر دو دارد : " « الا ما شاء » " . آنجا این سؤال مطرح شده که بسیار خوب ، نسبت به جهنمیها استثنا درست است ، خدا وقتی نخواهد ، آنها را بیرون میآورد ، ولی نسبت به بهشتیها چرا گفته " « الا ما شاء »" ؟ جوابش این است که " « الا ما شاء »" نظر به این ندارد که خلود وجود ندارد . این توهم برای شما پیدا نشود که چون در آنجا خلود هست دیگر به اراده خدا مربوط نیست ، خدا بخواهد هست ، نخواهد هم هست ، نه ، خلود قطعا هست ، بهشت خالد قطعا هست ، اما ما نباید اینطور فکر کنیم که دیگر آنجا قطعا هست ، خدا بخواهد و نخواهد هست ، کار از کار گذشته ، دیگر از دست او ( کاری ساخته نیست ) ، همین قدر که رفتیم در بهشت دیگر کسی نمیتواند بیرونمان کند ، دیگر به خدا ارتباط ندارد ، تا اینجا به او مربوط بود ، از اینجا به آن طرف ، دیگر به او مربوط نیست . این است که قرآن میگوید " الا " یعنی آن هم بسته به مشیت الهی است . درست است که مشیت الهی هرگز اقتضا نمیکند بیرون رفتن از بهشت را ، ولی اگر به فرض او بخواهد ، بهشت هم نخواهد بود . او نمیخواهد که بهشت نباشد ، او خواسته است که بهشت باشد ولی باز هم بودن بهشت قائم به مشیت اوست ، و ما در چندین آیه از آیات قرآن داریم که در چنین مواردی کلمه مشیت الهی را آورده : " اگر خدا بخواهد " . این لفظ " ان شاء الله " که ما این همه به کار میبریم و باید هم به کار ببریم برای همین است . ما در مورد قطعیترین کارها میگوییم " اگر خدا بخواهد " . حتی ( میتوان گفت ) ( البته این تعبیر را الان ما به کار نمیبریم ولی اگر هم بگوییم درست است ) : " اگر خدا بخواهد و فردایی باشد " . یک وقت میگوییم