آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
کسی را شفاعت میکنند و برای چه شفاعت میکنند ، یعنی این جور نیست که
شفاعتشان یک کارگتره باشد ، افرادی را تشخیص میدهند که اینها استحقاق
شفاعت دارند ، از روی کمال آگاهی و بصیرت شهادت میدهند .
این آیه قطع نظر از اینکه حقیقتی را بیان فرموده است ، به یک دلیل
واضحی بطلان شفیع بودن بتها را ثابت کرده و آن اینکه شفاعت یک امر
کوچکی نیست که به هر موجودی بشود نسبت داد ، شفاعت شأن توحید و اهل
توحید است . بت که اصلا شعور و درکی ندارد که ( شفیع ) باشد . بعلاوه خود
عمل شفاعت مستلزم این است که شفیع به احوال مشفوع له آگاه باشد و
بتواند بفهمد و تشخیص بدهد که آیا این استحقاق شفاعت دارد یا ندارد .
این شفعایی که شما فرض کردهاید اصلا صلاحیتی برای شهود حق و برای اینکه
آگاه به کار خودشان باشند ندارند به وجهی من الوجوه . در این آیه شرط
شفیع را از نظر صلاحیت خودش ذکر کرده ، یعنی هر کسی نمیتواند شفیع باشد
، شرط شفاعت ، از اهل توحید بودن است ، دیگر آگاه بودن به احوال مشفوع
لهم است .
شرط دیگری در چند آیه دیگر در قرآن ذکر شده است و آن این است که کسی
که این صلاحیت را دارد تازه با اذن و اجازه خدا باید این کار را بکند .
شفاعت از ناحیه خدا شروع میشود . این خداست که شفیع را به عنوان شفیع
بر میانگیزاند و به او اجازه شفاعت کردن را میدهد . در آیه معروف آیة
الکرسی میفرماید : " « من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه »" [١] .
همچنین در آخر سوره عم میخوانیم که " « یوم یقوم الروح و الملائکة صفا
[١] بقره / . ٢٥٥