آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
اساس عقیدهای که خود او به آن اعتقاد دارد و حال آنکه حقیقت نیست ،
مثل داستان معروف حضرت رضا علیهالسلام در مجلس مباحثه با علمای مذاهب
که مأمون تشکیل میداد و جلسات مفصلی بود ، قرآن هم که فرموده است : "
« و جادلهم بالتی هی احسن »" . وقتی که حضرت با جاثلیق مسیحی راجع به
حضرت عیسی که آنها مدعی الوهیت او بودند صحبت میکردند فرمودند حضرت
عیسی همه چیزش خوب بود ولی یک عیب در کار عیسی بود . او تعجب کرد :
عیسی ؟ ! چه عیبی ؟ ! عیسایی که قرآن این همه او را تعظیم کرده ! فرمود
او در عبادت کمی کوتاه میآمد . گفت : چه میگویی ؟ ! من تو را عالم خیال
میکردم ، عیسی دائما در حال عبادت بود . فرمود کی را عبادت میکرد ؟ او
خدا بود ، خدا کی را میخواست عبادت کند ؟ این ، گرفتن طرف است به قول
خود طرف. این را میگویند جدال و مجادله ، و قرآن دستور میدهد : " « ادع
الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن »" [١]
به راه خدا دعوت کن ، اما همه را که از یک راه نمیشود برد ، همه را از
یک در نمیشود وارد کرد ، از یک در نمیروند ، یکی اهل حکمت و تعقل و
استدلال است، با او از طریق حکمت و تعقل و استدلال قوی وارد شو. یکی جاهل
و غافل است ، غافل را باید موعظه کرد . یکی هم به اصطلاح مکابر است یعنی
روی قوزش افتاده ، مجادله و مغالطه کاری میکند، با او از طریق جدال وارد
شو ، ولی جدال هم حسابی دارد : " « و جادلهم بالتی هی احسن »" جدال به
نحو احسن .
حال مفهوم آیه این است : بگو اگر خداوند ، اگر رحمن ، خدای رحمن
فرزندی داشته باشد من اولین عبادت کنندهاش هستم . تعبیر آیه
[١] نحل / . ١٢٥