آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١
این حرفهایی که میزند حرفهایی است که جنها به او الهام میکنند . دیگر قرآن به تفصیل بحث نمیکند چون اینجا جای تفصیل نیست ، جای اجمال است . " « فدعا ربه انی مغلوب فانتصر »" . آنجا گفت : " « عیدنا » " بنده ما . در مقابل میگوید : " « ربه »" . نقطه مقابل " « عبدنا »" " « ربه »" ( ذکر شده ) . آنجا میتوانست بگوید : " فکذبوا نوحا " ولی گفت " « فکذبوا عبدنا »" . اینجا هم میتوانست مثلا بگوید : " فدعا الله " ولی گفت : " « فدعا ربه »" . آنها بنده ما را تکذیب کردند ، بنده ما هم پروردگار خودش را خواند ، آن که تحت حمایتش بود . میان " « عبدنا »" و " « ربه »" مقارنه است . " « فدعا ربه »" پروردگار خود را خواند ، که چه ؟ " « انی مغلوب فانتصر »" پروردگارا من دیگر الان مغلوبم ، یعنی اینها از هر جهت بر من غلبه کردهاند ( بدیهی است که مقصودش غلبه ظاهری بود ) یعنی من دیگر الان چارهای ندارم ، در چنگال اینها بیچاره هستم " « فانتصر »" خودت انتقام بگیر یعنی عذاب خود را نازل کن . همین طور که مفسرین گفتهاند این " « فدعا ربه انی مغلوب فانتصر »" که در سه چهار کلمه در اینجا گفته شده همانهاست که در سوره " « انا ارسلنا نوحا »" در ضمن چند آیه بیان شده است ولی اینجا چون باید مطلب رابه طور اجمال بیان کند به طور مختصر ذکر میکند: "« فدعا ربه انی مغلوب فانتصر »" به قوم خودش نفرین کرد. این را من از مرحوم ابویمان شنیدم ، یادم نیست که خودم هم در جایی دیدهام یا نه ، و البته بعید هم نیست که از کرامات شهید اول باشد . میدانید که شهید اول را متهم کردند و فتوا به قتلش دادند و قاضیای به نام " جماعه " فتوای قتلش را صادر کرد و این مرد بزرگ را به شکل خیلی فجیعی (به شهادت رساندند) . میگویند آن دم آخر کاغذی را از جیبش درآورد و نوشت : " « رب انی مغلوب فانتصر »" . البته ایشان نقل میکردند که میگویند بعد که کاغذ را دیدند، در زیرش نوشته یافتند: " « ان کنت عبدی فاصطبر »" .