آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨
سالم بر نمیگردد . تعبیر قرآن این است که : " « ظننتم أن لن ینقلب
الرسول و المؤمنون الی اهلیهم ابدا » " گمانشان این بود که پیغمبر و
مؤمنین ، دیگر به خاندانشان بر نمیگردند ، اینها رفتند که دیگر برگردند !
حرفشان این بود . قرآن میگوید حالا که شما سالم از اینجا برگشتید اینها
شروع میکنند از آن عذرهای خاص ( آوردن که ) ما میخواستیم بیاییم ولی
متأسفانه گرفتاریها مانع شد . " « سیقول لک المخلفون من الاعراب »" .
قرآن هم نمیگوید آنهایی که شما میخواستید بیایند ، ( بلکه میگوید )
آنهایی که شما در واقع نبردید ، یعنی آنهایی که شایسته آمدن هم نبودند ،
مخلف و رها شده بودند . کلمه " اعراب " هم همیشه در مقام تحقیر گفته
میشود . در فارسی وقتی ما میگوییم " اعراب " یعنی عربها ، ولی در
اصطلاح قدیم که اصطلاح قرآن هم بر آن است " اعراب " یعنی بادیه نشینهای
عرب . شهرنشینها و مثقفها [١] و چیز فهمهایشان را " اعراب "
نمیگفتند ، بدویها را " اعراب " میگفتند . " « سیقول لک المخلفون من
الاعراب »" یعنی عن قریب که به مدینه بر گردید آنهایی که با خود
نبردید خواهند آمد ، مشغول عذرتراشی میشوند و میگویند : " « شغلتنا
اموالنا و اهلونا »" گرفتاریهای ما و گرفتاریهای زن و بچه نگذاشت ما
بیاییم و الا ما مایل بودیم بیاییم . خودشان میدانند که مایل بودن کافی
نیست ، اگر مایل بودید میخواستید بیایید ، میخواهند گناهشان را تضعیف
کنند : " « فاستغفر لنا »" درست است ، کار بدی کردیم ولی چه باید
کرد ، زن و بچه مانع میشود ، تو برای ما استغفار کن ، یعنی در مقام
عذرخواهی بر میآیند که ما توبه کردیم . قرآن میگوید هر دو مورد را دروغ
میگویند ، هم اینکه زن و بچه مانعمان شد ، این نبود ، حقیقت این بود که
اینها اعتقاد داشتند که
[١] ( به معنی روشنفکران ) .