آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢
میکند. یا در جای دیگر میفرماید : " « من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا
" [١] ( خیلی عجیب است ! خدا آمده از ما قرض الحسنه میخواهد ) کیست
که به خدا قرض الحسنه بدهد ؟ همان قرض الحسنهای که ما به مردم میدهیم
خدا دست خودش را آورده جلو : بندگان من ! من هم از شما قرض الحسنه
میخواهم ، به من قرض الحسنه بدهید ، یعنی به مردم که قرض الحسنه میدهید
به من هم قرض الحسنه بدهید .
" « و توقروه »" و برای اینکه عظمت او را در روح خودتان درک کنید
، ( برای اینکه ) تعظیم کنید او را ، یعنی عظمت او را درک و فهم کنید .
" « تعزروه »" آن یاری عملی است ، کاری که باید در عمل بکنید اسمش
یاری خداوند است ، " « توقروه » " یعنی جلال و عظمت او را دریابید و
درک کنید .
" « و تسبحوه » " درکتان برسد به آنجا که بفهمید هر چه که درک
میکنید باز او را آنچنان که بایست درک نمیکنید ، باز او منزه است از
آنچه که شما درک میکنید ، یعنی برتر و والاتر است .
در آیات اول سوره " مدثر " این طور میخوانیم : " « یا ایها المدثر
قم فأنذر »" . این " « فأنذر »" همین " « بشیرا و نذیرا »" در
اینجاست . " « و ربک فکبر » " پروردگار خودت را تکبیر بگو و تعظیم
کن . این همان " « توقروه »" در اینجاست ، یعنی کبریائی و عظمت و
جلال او را به مردم بشناسان و بنمایان . آنوقت " « و تسبحوه »" .
همیشه معرفت انسان آن وقت معرفت است که شناخت مقرون به تسبیح و
تنزیه باشد یعنی مقرون به اظهار عجز باشد ، که خدایا من تو را هر چه که
بشناسم آخرش آن شناختن باز لایق من است ، حد من است نه آنچنان که تو
هستی ، چنانکه پیغمبر اکرم
[١] حدید / . ١١